عز و جل * ( الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَأَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ ) * آمده است ( 1 ) .
در آيه بعد خداوند حال اين دو گروه را در ضمن يك مثال روشن و زنده بيان مىكند و مىگويد : « حال اين دو گروه ، حال » نابينا و كر « و » بينا و شنوا « است » ( * ( مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ ) * ) .
« آيا اين دو گروه همانند يكديگرند » ( * ( هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا ) * ) .
« آيا شما متذكر نمىشويد و نمىانديشيد » ( * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * ) همانگونه كه در علم « معانى بيان » آمده است ، همواره براى مجسم ساختن حقايق عقلى و توضيح و تبيين آنها در سطح عموم ، « معقولات » را به « محسوسات » تشبيه مىكنند ، قرآن اين روش را زياد به كار برده ، و در بيان بسيارى از مسائل حساس و پر اهميت ، با استفاده از مثلهاى روشن و زيبا ، حقايق را به عاليترين صورتى تبيين مىكند .
بيان فوق نيز از همين قبيل است ، چرا كه مؤثرترين وسيله براى شناخت حقايق حسى در جهان طبيعت چشم و گوش است ، به همين دليل نمىتوان باور كرد ، كه افرادى كه از چشم و گوش به طور كلى مثلا به صورت مادرزاد بىبهره باشند ، چيز درستى از اين جهان طبيعت درك كنند ، آنها مسلما در يك عالم بىخبرى كامل به سر خواهند برد .
همين گونه آنها كه بر اثر لجاجت و دشمنى با حق و گرفتار بودن در چنگال تعصب و خودخواهى و خودپرستى ، چشم و گوش حقيقت بين را از دست دادهاند هرگز نمىتوانند ، حقايق مربوط به عالم غيب و اثرات ايمان و لذت عبادت پروردگار و شكوه تسليم در برابر فرمان او را درك كنند ، اين گونه افراد به كوران و كرانى ميمانند كه در تاريكى مطلق و سكوت مرگبار زندگى دارند ، در حالى كه مؤمنان راستين با چشم باز و گوش شنوا هر حركتى را مىبينند و هر صدايى را مىشنوند و با توجه به آن راه خود را به سوى سرنوشتى سعادت آفرين مىگشايند .
هامش
( 1 ) تفسير برهان جلد 2 صفحه 216 .