مىگفتند همان گروه محروم و فقير و كم درآمد بودند كه در نظر مستكبران كه مقياس شخصيت را تنها زر و زور مىدانستند ، افرادى پست و حقير به شمار مىآمدند .
و اينكه آنها را به عنوان بادى الراى ( ظاهر بين و بى مطالعه و كسى كه با يك نظر عاشق و خواهان چيزى مىشود ) ناميدند در حقيقت به خاطر آن بود كه لجاجت و تعصبهاى ناروايى را كه ديگران داشتند ، آنها نداشتند ، بلكه بيشتر ، جوانان پاكدلى بودند كه در نخستين تابش حقيقت را در قلب خود به سرعت احساس مىكردند ، و با هوشيارى ناشى از حقيقت جويى نشانههاى صدق را در گفتهها و اعمال پيامبران به زودى درك مىكردند .
بالآخره سومين ايراد آنها اين بود كه مىگفتند قطع نظر از اينكه تو انسان هستى نه فرشته ، و علاوه بر اينكه ايمان آورندگان به تو نشان مىدهد كه دعوتت محتواى صحيحى ندارد « اصولا ما هيچگونه برترى براى شما بر خودمان نمىبينيم تا به خاطر آن از شما پيروى كنيم » ( * ( وَما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ ) * ) و به همين دليل « ما گمان مىكنيم كه شما دروغ گو هستيد » ( * ( بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ ) * ) .
در آيات بعد پاسخهاى منطقى نوح را در برابر اين ماجرا جويان بيان مىكند ، نخست مىگويد : « اى قوم ! اگر من داراى دليل و معجزه آشكارى از سوى پروردگارم باشم ، و مرا در انجام اين رسالت مشمول رحمت خود ساخته باشد ، و اين موضوع بر اثر عدم توجه بر شما مخفى مانده باشد » آيا باز هم مىتوانيد رسالت مرا انكار كنيد ، و از پيروى من دست برداريد ؟ ! ( * ( قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِه فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ ) * ) .
در اينكه اين پاسخ مربوط به كداميك از ايرادهاى سه گانه مستكبران قوم نوح است ، مفسران گفتگوهاى فراوانى دارند ، ولى با دقت روشن مىشود كه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 72
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٢