يعنى منظور اصلى گروهى است كه در راس آنها آن فرد شاخص قرار گرفته است .
شاهد اين سخن روايتى است كه از امام باقر ع نقل شده كه فرمود : منظور از شاهد امير مؤمنان ، سپس جانشينان او يكى بعد از ديگرى هستند ( 1 ) گرچه در اين حديث تنها معصومين ذكر شدهاند ولى اين خود نشان مىدهد كه رواياتى كه شاهد را منحصرا به على ع تفسير ، منظور خصوص آن حضرت نيست بلكه منظور مصداق شاخص است .
2 - چرا تنها اشاره به تورات شده ؟
همانگونه كه گفتيم يكى از دلائل حقانيت پيامبر ص در آيه فوق كتب پيشين ذكر شده ، ولى تنها از كتاب موسى ذكرى به ميان آمده ، در حالى كه مىدانيم بشارات ظهور پيامبر اسلام ص در انجيل نيز هست .
اين موضوع ممكن است به خاطر آن باشد كه در محيط نزول قرآن و ظهور اسلام يعنى مكه و مدينه بيشتر افكار يهود - از ميان اهل كتاب - منتشر بوده است و مسيحيان در نقاط نسبتا دورترى زندگى داشتند ، مانند « يمن » ، « شامات » ، و نجران كه در كوهستانهاى شمالى يمن در فاصله ده منزلى صنعاء واقع شده است .
و يا به خاطر اينكه ذكر اوصاف پيامبر ص در تورات به طور جامعتر و وسيعترى آمده است .
بهر حال تعبير به « امام » در مورد تورات ممكن است به خاطر اين باشد كه احكام شريعت موسى ع به طور كامل در آن بوده و حتى مسيحيان بسيارى از تعليمات خود را از تورات مىگيرند .
3 - مخاطب در « * ( فَلا تَكُ فِي مِرْيَةٍ ) * » كيست ؟
- در اينكه مخاطب در اين جمله
هامش
( 1 ) تفسير برهان جلد 2 ص 213 .