تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
تورات نيز مؤيد معنى اول است . در اينجا كار يوسف و همسر عزيز به باريكترين مرحله و حساسترين وضع مىرسد ، كه قرآن با تعبير پر معنايى از آن سخن مىگويد « همسر عزيز مصر ، قصد او را كرد و يوسف نيز ، اگر برهان پروردگار را نمىديد ، چنين قصدى مىنمود » ! ( * ( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه ) * ) . در معنى اين جمله در ميان مفسران گفتگوى بسيار است كه مىتوان همه را در سه تفسير زير خلاصه كرد : 1 - همسر عزيز تصميم بر كامجويى از يوسف داشت و نهايت كوشش خود را در اين راه به كار برد ، يوسف هم به مقتضاى طبع بشرى و اينكه جوانى نوخواسته بود ، و هنوز همسرى نداشت ، و در برابر هيجانانگيزترين صحنه‌هاى جنسى قرار گرفته بود . چنين تصميمى را مىگرفت هر گاه برهان پروردگار يعنى روح ايمان و تقوى و تربيت نفس و بالآخره مقام « عصمت » در اين وسط حائل نمىشد ! . بنا بر اين تفاوتى ميان « هم » ( قصد ) همسر عزيز و يوسف اين بود ، كه از يوسف ، مشروط بود به شرطى كه حاصل نشد ( يعنى عدم وجود برهان پروردگار ) ولى از همسر عزيز مطلق بود و چون داراى چنين مقام تقوا و پرهيزكارى نبود ، چنين تصميمى را گرفت و تا آخرين مرحله پاى آن ايستاد تا پيشانيش به سنگ خورد . نظير اين تعبير در ادبيات عرب و فارسى نيز داريم ، مثل اينكه مىگوئيم : افراد بىبند و بار تصميم گرفتند ميوه‌هاى باغ فلان كشاورز را غارت كنند ، من هم اگر ساليان دراز در مكتب استاد تربيت نشده بودم ، چنين تصميمى را مىگرفتم . بنا بر اين تصميم يوسف مشروط به شرطى كه حاصل نشد و اين امر نه تنها با مقام عصمت و تقواى يوسف منافات ندارد بلكه توضيح و بيان اين مقام و الا است . طبق اين تفسير از يوسف ، هيچ حركتى كه نشانه تصميم بر گناه باشد