تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
او نگفت از خدا مىخواهم در برابر بر مصيبت مرگ يوسف به من شكيبايى دهد ، چرا كه مىدانست يوسف كشته نشده ، بلكه گفت در مقابل آنچه شما توصيف مىكنيد كه نتيجه اش به هر حال جدايى من از فرزندم است صبر مىطلبم .

نكته‌ها :

1 - در برابر يك ترك اولى ! . . .

ابو حمزه ثمالى از امام سجاد ع نقل مىكند كه من روز جمعه در مدينه بودم ، نماز صبح را با امام سجاد ع خواندم ، هنگامى كه امام از نماز و تسبيح ، فراغت يافت به سوى منزل حركت كرد و من با او بودم ، زن خدمتكار را صدا زد ، گفت : مواظب باش . هر سائل و نيازمندى از در خانه بگذرد ، غذا به او بدهيد ، زيرا امروز روز جمعه است . ابو حمزه مىگويد ، گفتم هر كسى كه تقاضاى كمك مىكند ، مستحق نيست ! . امام فرمود : درست است ، ولى من از اين مىترسم كه در ميان آنها افراد مستحقى باشند و ما به آنها غذا ندهيم و از در خانه خود برانيم ، و بر سر خانواده ما همان آيد كه بر سر يعقوب و آل يعقوب آمد ! . سپس فرمود . به همه آنها غذا بدهيد ( مگر نشنيده‌ايد ) براى يعقوب هر روز گوسفندى ذبح مىكردند ، قسمتى را به مستحقان ميداد و قسمتى را خود و فرزندانش مىخورد ، يك روز سؤال كننده مؤمنى كه روزه دار بود و نزد خدا منزلتى داشت ، عبورش از آن شهر افتاد ، شب جمعه بود بر در خانه يعقوب به هنگام افطار آمد و گفت : به ميهمان مستمند غريب گرسنه از غذاى اضافى خود كمك كنيد ، چند بار اين سخن را تكرار كرد ، آنها شنيدند ، و سخن او را باور نكردند ، هنگامى كه او مايوس شد و تاريكى شب ، همه جا را فرا گرفت برگشت ، در حالى كه چشمش گريان بود و از گرسنگى به خدا شكايت كرد ، آن شب را گرسنه ماند و صبح هم چنان روزه