هوشيار پر تجربه همين كه چشمش بر آن پيراهن افتاد ، همه چيز را فهميد و گفت :
شما دروغ مىگوئيد « بلكه هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته » و اين نقشههاى شيطانى را كشيده است ( * ( بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً ) * ) .
در بعضى از روايات مىخوانيم او پيراهن را گرفت و پشت رو كرد و صدا زد پس چرا جاى دندان و چنگال گرگ در آن نيست ؟ و به روايت ديگرى پيراهن را به صورت انداخت و فرياد كشيد و اشك ريخت و گفت : اين چه گرگ مهربانى بوده كه فرزندم را خورده ولى به پيراهنش كمترين آسيبى نرسانده است ، و سپس بيهوش شد و بسان يك قطعه چوب خشك به روى زمين افتاد ، بعضى از برادران فرياد كشيدند كه اى واى بر ما از دادگاه عدل خدا در روز قيامت ، برادرمان را از دست داديم و پدرمان را كشتيم ، و پدر هم چنان تا سحرگاه بيهوش بود ولى به هنگام وزش نسيم سرد سحرگاهى به صورتش ، به هوش آمد ( 1 ) .
و با اينكه قلبش آتش گرفته بود و جانش مىسوخت اما هرگز سخنى كه نشانه ناشكرى و ياس و نوميدى و جزع و فزع باشد بر زبان جارى نكرد ، بلكه گفت : « من صبر خواهم كرد ، صبرى جميل و زيبا ، شكيبايى توام با شكر گزارى و سپاس خداوند » ( * ( فَصَبْرٌ جَمِيلٌ ) * ) ( 2 ) .
و سپس گفت : « من از خدا در برابر آنچه شما مىگوئيد يارى مىطلبم » ( * ( وَاللَّه الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ) * ) .
از او مىخواهم تلخى جام صبر را در كام من شيرين كند و به من تاب و توان بيشتر دهد تا در برابر اين طوفان عظيم ، خويشتن دارى را از دست ندهم و زبانم به سخن نادرستى آلوده نشود .
هامش
( 1 ) تفسير آلوسى ذيل آيه .
( 2 ) صبر جميل از قبيل صفت و موصوف است ، و خبر است براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده صبرى صبر جميل .