از چيزى نهى كنم ولى خودم به سراغ آن بروم « ( * ( وَما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْه ) * ) .
به شما بگويم كم فروشى نكنيد و تقلب و غش در معامله روا مداريد ، اما خودم با انجام اين اعمال ثروتى بيندوزم و يا شما را از پرستش بتها منع كنم اما خود در برابر آنها سر تعظيم فرود آورم ، نه هرگز چنين نيست .
از اين جمله چنين بر مىآيد كه آنها شعيب را متهم مىكردند كه او قصد سودجويى براى شخص خودش دارد ، و لذا صريحا اين موضوع را نفى مىكند .
سرانجام به آنها مىگويد : « من يك هدف بيشتر ندارم و آن اصلاح شما و جامعه شما است تا آنجا كه در قدرت دارم » ( * ( إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ ) * ) .
اين همان هدفى است كه تمام پيامبران آن را تعقيب مىكردند ، اصلاح عقيده اصلاح اخلاق ، اصلاح عمل و اصلاح روابط و نظامات اجتماعى .
و براى رسيدن به اين هدف « تنها از خدا توفيق مىطلبم » ( * ( وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّه ) * ) .
و به همين دليل براى انجام رسالت خود ، و رسيدن به اين هدف بزرگ « تنها بر او تكيه مىكنم و در همه چيز به او باز مىگردم » ( * ( عَلَيْه تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْه أُنِيبُ ) * ) .
براى حل مشكلات ، با تكيه بر يارى او تلاش مىكنم ، و براى تحمل شدائد اين راه ، به او باز مىگردم .
سپس آنها را متوجه به يك نكته اخلاقى مىكند و آن اينكه بسيار مىشود كه انسان به خاطر بغض و عداوت نسبت به كسى ، و يا تعصب و لجاجت نسبت به چيزى ، تمام مصالح خويش را ناديده مىگيرد ، و سرنوشت خود را به دست فراموشى مىسپارد ، به آنها مىگويد « اى قوم من ! مبادا دشمنى و عداوت با من شما را به گناه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠٩