نمىخواهم چيزى كه شما را از آن باز مىدارم خودم مرتكب شوم ، من جز اصلاح تا آنجا كه توانايى دارم نمىخواهم ، و توفيق من جز به خدا نيست ، بر او توكل كردم و به سوى او باز گشتم .
89 - و اى قوم من ! دشمنى و مخالفت با من سبب نشود كه شما به همان سرنوشتى كه قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح گرفتار شدند گرفتار شويد ، و قوم لوط از شما چندان دور نيست .
90 - از پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوى او باز گرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار ( بندگان توبه كار ) است .
تفسير : منطق بىاساس لجوجان .
اكنون ببينيم اين قوم لجوج در برابر اين نداى مصلح آسمانى چه عكس - العملى نشان داد .
آنها كه بتها را آثار نياكان و نشانه اصالت فرهنگ خويش مىپنداشتند و از كم فروشى و تقلب در معامله سود كلانى مىبردند ، در برابر شعيب چنين گفتند :
اى شعيب ! آيا اين نمازت به تو دستور مىدهد كه ما آنچه را « پدرانمان مىپرستيدند ترك گوئيم » ؟ ! ( * ( قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا ) * ) .
و يا آزادى خود را در اموال خويش از دست دهيم و نتوانيم به دلخواهمان در اموالمان تصرف كنيم « ؟ ( * ( أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ) * ما نشاء ) .
« تو كه آدم بردبار . پر حوصله و فهميده اى » ، از تو چنين سخنانى بعيد است ! ( * ( إِنَّكَ لأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ) * ) .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا آنها روى « نماز » شعيب تكيه كردند ؟ .