در آغاز مىگويد : « و به سوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم » :
( * ( وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً ) * ) كلمه « اخاهم » ( برادرشان ) همانگونه كه سابقا هم اشاره كرديم به خاطر آن است كه نهايت محبت پيامبران را به قوم خود باز گو كند ، نه فقط به خاطر اينكه از افراد قبيله و طائفه آنها بود بلكه علاوه بر آن خير خواه و دلسوز آنها همچون يك برادر بود .
« مدين » ( بر وزن مريم ) نام آبادى شعيب و قبيله او است ، اين شهر در مشرق خليج عقبه قرار داشته و مردم آن از فرزندان اسماعيل بودند ، و با مصر و لبنان و فلسطين تجارت داشتهاند .
امروز شهر مدين به نام « معان » ناميده مىشود ولى بعضى از جغرافيون نام مدين را بر مردمى اطلاق كردهاند كه ميان خليج عقبه تا كوه سينا مىزيستهاند .
در تورات نيز نام « مديان » آمده ، اما به عنوان بعضى از قبائل ( و البته اطلاق يك نام بر شهر و صاحبان شهر معمول است ) ( 1 ) .
اين پيامبر اين برادر دلسوز و مهربان همانگونه كه شيوه همه پيامبران در آغاز دعوت بود نخست آنها را به اساسىترين پايههاى مذهب يعنى « توحيد » دعوت كرد و « گفت : اى قوم ! خداوند يگانه يكتا را بپرستيد كه جز او معبودى براى شما نيست » ( * ( قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُه ) * ) .
چرا كه دعوت به توحيد دعوت به شكستن همه طاغوتها و همه سنتهاى جاهلى است ، و هر گونه اصلاح اجتماعى و اخلاقى بدون آن ميسر نخواهد بود .
آن گاه به يكى از مفاسد اقتصادى كه از روح شرك و بت پرستى سرچشمه مىگيرد و در آن زمان در ميان اهل « مدين » سخت رائج بود اشاره كرده و گفت :
« به هنگام خريد و فروش پيمانه و وزن اشياء را كم نكنيد »
هامش
( 1 ) اعلام قرآن صفحه 573 .