قرآن ، اضافه به « اللَّه » شده است ( 1 ) و اين نشانه مىدهد كه اين ناقه ويژگيهايى داشته و با توجه به اينكه در آيه فوق به عنوان آيه و نشانه الهى و دليل حقانيت ذكر شده است ، روشن مىشود كه اين ناقه يك ناقه معمولى نبود و از جهت يا جهاتى خارق العاده بوده است .
ولى در آيات قرآن اين مساله بطور مشروح نيامده است كه ويژگيهاى اين ناقه چه بوده است ؟ همين اندازه مىدانيم يك شتر عادى و معمولى نبوده است .
تنها چيزى كه در دو مورد از قرآن آمده اين است كه صالح در مورد اين ناقه به قوم خود اعلام كرد كه آب آن منطقه بايد سهمبندى شود ، يك روز سهم ناقه و يك روز سهم مردم باشد ( هذِه ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ - شعراء آيه 155 و در سوره قمر آيه 28 نيز مىخوانيم وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ) در سوره شمس نيز اشاره مختصرى به اين امر آمده است ، آنجا كه مىفرمايد فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّه ناقَةَ اللَّه وَسُقْياها ( شمس آيه 13 ) .
ولى كاملا مشخص نشده كه اين تقسيم آب چگونه خارق العاده بوده ، يك احتمال اين است كه آن حيوان آب فراوانى مىخورده بگونه اى كه تمام آب چشمه را به خود اختصاص مىداده ، احتمال ديگر آن است كه به هنگامى كه آن حيوان وارد آبشخور مىشده حيوانات ديگر جرئت ورود به محل آب را نداشتند . !
اما چگونه اين حيوان از تمام آب مىتوانسته استفاده كند اين احتمال هست كه آب آن قريه كم بوده ، مانند آب قريه هايى كه چشمه كوچكى بيش ندارند و مجبورند آب را در تمام شبانه روز در يك گودال مهار كنند تا مقدارى
هامش
( 1 ) اين گونه اضافه را در اصطلاح ادبى اضافه تشريفى مىگويند يعنى اضافه اى كه دليل بر شرف و اهميت چيزى است و در آيه فوق دو نمونه آن ديده مىشود : ناقة اللَّه ، و ارض اللَّه و در موارد ديگر بيت اللَّه و شهر اللَّه و مانند آن نيز گفته شده است .