غاب عن امر فرضيه كان كمن شهده
: « كسى كه شاهد و ناظر كارى باشد اما از آن متنفر باشد همانند كسى است كه از آن غائب بوده و در آن شركت نداشته است ، و كسى كه در برنامه اى غائب بوده اما قلبا به آن رضايت داشته ، همانند كسى است كه حاضر و شريك بوده ( 1 ) .
اما على بن موسى الرضا ع مىفرمايد :
لو ان رجلا قتل فى المشرق فرضى بقتله رجل بالمغرب لكان الراضى عند اللَّه عز و جل شريك القاتل
: « هر گاه كسى در مشرق كشته شود و ديگرى در مغرب راضى به قتل او باشد ، او در پيشگاه خدا شريك قاتل است » ( 2 ) .
و نيز از على ع نقل شده كه فرمود :
الراض بفعل قوم كالداخل معهم فيه و على كل داخل فى باطل اثمان اثم العمل به و اثم الرضا به
: « كسى كه به كار گروهى راضى باشد همچون كسى است كه با آنها در آن كار شركت كرده است ، اما كسى كه عملا شركت كرده دو گناه دارد گناه عمل و گناه رضايت » ( و آن كس كه فقط راضى بوده يك گناه دارد ) ( 3 ) .
براى اينكه عمق و وسعت پيوند فكرى و مكتبى را در اسلام بدانيم كه هيچ حد و مرزى از نظر زمان و مكان نمىشناسد كافى است ، اين گفتار پر معنى و تكان دهنده على ع را در نهج البلاغه مورد توجه قرار دهيم :
هنگامى كه در ميدان جنگ جمل بر ياغيان آتش افروز پيروز شد ، و ياران على ع از اين پيروزى كه پيروزى اسلام بر شرك و جاهليت بود خوشحال شدند ، يكى از آنها عرض كرد : « چقدر دوست داشتم كه برادرم در اين ميدان حاضر بود تا پيروزى شما را بر دشمن با چشم خود ببيند » امام رو به او كرد و فرمود :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 409 .
( 2 ) وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 410 .
( 3 ) وسائل الشيعه جلد 11 صفحه 411 .