از آن جمع شود و قابل استفاده گردد .
ولى از طرفى از پاره اى از آيات سوره شعراء استفاده مىشود كه قوم ثمود در منطقه كم آبى زندگى نداشتند ، بلكه داراى باغها و چشمه سارها و زراعتها و نخلستانها بودند أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ ( شعراء آيه 146 تا 148 ) .
به هر حال همانگونه كه گفتيم قرآن اين مساله را در مورد ناقه صالح به طور سربسته و اجمال بيان كرده است .
ولى در بعضى از روايات كه از طرق شيعه و اهل تسنن نيز نقل شده مىخوانيم كه از عجائب آفرينش اين ناقه آن بوده كه از دل كوه بيرون آمد و خصوصيات ديگرى نيز براى آن نقل شده كه اينجا جاى شرح آن نيست .
به هر حال با تمام تاكيدهايى كه اين پيامبر بزرگ يعنى صالح در باره آن ناقه كرده بود آنها سرانجام تصميم گرفتند ، ناقه را از بين ببرند چرا كه وجود آن با خارق عاداتى كه داشت باعث بيدار شدن مردم و گرايش به صالح مىشد ، لذا گروهى از سركشان قوم ثمود كه نفوذ دعوت صالح را مزاحم منافع خويش مىديدند ، و هرگز مايل به بيدار شدن مردم نبودند ، چرا كه با بيدار شدن خلق خدا پايههاى استعمار و استثمارشان فرو مىريخت ، توطئه اى براى از ميان بردن ناقه چيدند و گروهى براى اين كار مامور شدند و سرانجام يكى از آنها بر ناقه تاخت و با ضربه يا ضرباتى كه بر آن وارد كرد آن را از پاى در آورده ( * ( فَعَقَرُوها ) * ) .
« عقروها » از ماده « عقر » ( بر وزن ظلم ) به معنى اصل و اساس و ريشه چيزى است و عقرت البعير يعنى شتر را سر بريدم و نحر كردم ، و چون كشتن شتر سبب مىشود كه از اصل ، وجودش برچيده شود اين ماده در اين معنى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٧