طولانى و اندامهايى قوى و نيرومند داشتند ، و در ساختن بناهاى محكم پيشرفته بودند ، چنان كه قرآن مىگويد : وَكانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ « در دل كوهها خانههاى امن و امان به وجود مىآوردند » ( سوره حجر آيه 82 ) قابل توجه اينكه قرآن نمىگويد خداوند زمين را آباد كرد و در اختيار شما گذاشت ، بلكه مىگويد عمران و آبادى زمين را به شما تفويض كرد ، اشاره به اينكه وسائل از هر نظر آماده است ، اما شما بايد با كار و كوشش زمين را آباد سازيد و منابع آن را بدست آوريد و بدون كار و كوشش سهمى نداريد .
در ضمن اين حقيقت نيز از آن استفاده مىشود كه براى عمران و آبادى بايد به يك ملت مجال داد و كارهاى آنها را بدست آنان سپرد ، و وسائل و ابزار لازم را در اختيارشان گذارد .
« اكنون كه چنين است ، از گناهان خود توبه كنيد و به سوى خدا باز گرديد كه پروردگار من به بندگان خود نزديك است و در خواست آنها را اجابت مىكند » ( * ( فَاسْتَغْفِرُوه ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْه إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ) * ) .
استعمار در قرآن و عصر ما
همانگونه كه در آيات فوق ديديم ، پيامبر خدا صالح براى ايفاى نقش تربيتى خود در ميان قوم گمراه « ثمود » آنان را به ياد آفرينش عظيم انسان از خاك و تفويض آبادى زمين و منابع آن به او سخن مىگويد .
ولى اين كلمه استعمار با آن زيبايى خاص و كشندگى مفهوم كه هم عمران و آبادى را دربر دارد و هم تفويض اختيارات و هم تهيه وسائل و ابزار ، آن چنان مفهومش در عصر ما مسخ شده كه درست در نقطه مقابل مفهوم قرآنى قرار گرفته .
تنها واژه استعمار نيست كه به اين سرنوشت شوم گرفتار شده است ، كلمات زيادى چه در فارسى و چه در عربى و چه در لغات ديگر مىيابيم كه گرفتار همين