« اجدر » از ماده « جدار » به معنى ديوار است ، سپس به هر چيز مرتفع و شايسته اطلاق شده است ، به همين جهت « اجدر » معمولا به معنى شايسته تر استعمال مىشود .
در پايان آيه مىفرمايد « خداوند دانا و حكيم است » يعنى اگر در باره عربهاى باديه نشين چنين داورى مىكند روى تناسب خاصى است كه محيط آنها با اين گونه صفات دارد ( * ( وَاللَّه عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) * ) .
اما براى اينكه چنين توهمى پيدا نشود كه همه اعراب باديه نشين ، و يا همه باديه نشينان ، داراى چنين صفاتى هستند ، در آيه بعد اشاره به دو گروه مختلف در ميان آنها مىكند .
نخست مىگويد : « گروهى از اين عربهاى باديه نشين كسانى هستند كه بر اثر نفاق يا ضعف ايمان هنگامى كه چيزى را در راه خدا انفاق كنند ، آن را ضرر و زيان و غرامت محسوب مىدارند » نه يك موفقيت و پيروزى و تجارت پر سود ( و * ( مِنَ الأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً ) * ) ( 1 ) ديگر از صفات آنها اين است كه « همواره در انتظار اين هستند كه بلاها و مشكلات شما را احاطه كند ، و تيره روزى و ناكامى به سراغ شما بيايد » ( * ( وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ ) * ) .
هامش
( 1 ) مغرم همانگونه كه در مجمع البيان آمده است از ماده « غرم » ( بر وزن جرم ) در اصل به معنى ملازم چيزى بودن است و سپس به همين تناسب به شخص « طلبكار » و « بدهكار » كه يكديگر را رها نمىكنند و ملازم همند « غريم » گفته شده است ، غرامت نيز به اين تناسب گفته مىشود كه ملازم انسان است و تا نپردازد از او جدا نخواهد شد ، به عشق شديد نيز غرام گويند چون در روح انسان آن چنان نفوذ مىكند كه جدايىپذير نيست ، و « مغرم » از نظر معنى با « غرامت » مساوى است .