« البشرى » مفهوم وسيعى نهفته شده كه هر گونه بشارت و شادى پيروزى و موفقيت را شامل مىشود ، و همه آنچه در بالا ذكر شد در آن درج است ، و در واقع هر كدام اشاره به گوشه اى از اين بشارت وسيع الهى مىباشد .
و شايد اينكه در بعضى از روايات به خوابهاى خوش و رؤياى صالحه تفسير شده اشاره به اين است كه هر گونه بشارت حتى بشارتهاى كوچك نيز در مفهوم « البشرى » افتاده است ، نه اينكه منحصر به آن باشد .
در واقع همانطور كه قبلا هم گفته شد اين اثر تكوينى و طبيعى ايمان و تقوا است كه انسان را از انواع دلهرهها و وحشتهايى كه زائيده شك و ترديد و همچنين مولود گناه و انواع آلودگيها است از روح و جسم انسان دور مىسازد ، چگونه ممكن است كسى ايمان و تكيه گاه معنوى در درون جان خود نداشته باشد باز احساس آرامش كند ؟
او به يك كشتى بى لنگر در يك درياى طوفانى مىماند كه امواج كوه پيكر هر لحظه او را به سويى پرتاب مىكنند و گردابها براى بلعيدنش دهان باز كردهاند .
چگونه كسى كه دست به ظلم و ستم و ريختن خون مردم و غصب اموال و حقوق ديگران آلوده كرده ممكن است آرامش خاطر داشته باشد ، او بر خلاف مؤمنان حتى خواب آرام ندارد و غالبا خوابهاى وحشتناكى مىبيند كه در اثناء آن خود را با دشمنان درگير مشاهده مىكند و اين خود يك دليل بر ناآرامى و تلاطم روح آنهاست .
طبيعى است يك شخص جانى بخصوص اينكه تحت تعقيب باشد در عالم خواب خود را در برابر اشباح هولناكى مىبيند كه براى گرفتن و تعقيب او كمر بستهاند و يا اينكه روح آن مقتول مظلوم از درون ضمير ناآگاهش فرياد مىزند و او را شكنجه مىدهد ، لذا هنگامى كه بيدار مىشود همچون يزيد ما لى و للحسين « مرا با حسين چكار » ؟ و يا همچون حجاج ما لى و لسعيد بن جبير : « مرا با
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٨