« آن چنان عذاب الهى وحشتناك و هولانگيز است كه اگر هر يك از ستمكاران مالك تمام ثروتهاى روى زمين باشند ، حاضرند همه آن را بدهند تا از اين كيفر سخت رهايى يابند » ( * ( وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي الأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِه ) * ) ( 1 ) .
در واقع آنها حاضرند بزرگترين رشوه اى را كه مىتوان تصور كرد ، براى رهايى از چنگال عذاب الهى بدهند اما كسى از آنها نميپذيرد و سر سوزنى از مجازاتشان بكاهد .
مخصوصا بعضى از اين مجازاتها جنبه معنوى دارد و آن اينكه « آنها با مشاهده عذاب الهى پشيمان مىشوند ، ولى از اظهار ندامت كه مايه رسوايى بيشتر در برابر رقيبان مجرم يا پيروانشان مىشود خوددارى مىكنند » ( * ( وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ ) * ) .
سپس تاكيد مىكند كه با همه اين احوال در ميان آنها به عدالت داورى مىشود ، و ظلم و ستمى در باره آنان نخواهد شد « ( * ( وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ) * ) .
اين جمله تاكيدى است بر روش قرآن در همه جا در زمينه مجازات و عدالت ، زيرا تاكيدهاى آيه گذشته در زمينه مجازات ممكن است اين توهم را براى افراد غافل به وجود آورد كه مساله انتقامجويى در كار است ، لذا قرآن نخست مىگويد :
داورى ميان آنها با عدالت مىشود و باز تاكيد مىكند كه ظلم و ستمى بر آنها نخواهد رفت .
سپس براى اينكه مردم اين وعدهها و تهديدهاى الهى را به شوخى نگيرند و فكر نكنند خداوند از انجام اينها عاجز است ، اضافه مىكند « آگاه باشيد
هامش
( 1 ) در واقع جمله بالا كلمه اى در تقدير دارد و آن « من حول القيامة و العذاب » است .