آنچه در آسمانها و زمين است از آن خدا است و مالكيت و حكومت او تمام جهان هستى را فرا گرفته و هيچكس نمىتواند از كشور او بيرون رود « ( * ( أَلا إِنَّ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ) .
و نيز « آگاه باشيد وعده خداوند در مورد مجازات مجرمان حق است هر چند بسيارى از مردم كه ناآگاهى ، سايه شوم بر روانشان افكنده اين حقيقت را نمىدانند » ( * ( أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
آخرين آيه مورد بحث نيز تاكيد مجددى روى همين مساله حياتى است كه مىگويد « خداوند است كه زنده مىكند ، و او است كه ميميراند » ( * ( هُوَ يُحيِي وَيُمِيتُ ) * ) .
بنا بر اين هم توانايى بر مرگ و ميراندن بندگان دارد و هم زنده كردن آنها براى دادگاه رستاخيز .
« و سرانجام همه شما به سوى او باز مىگرديد » ( * ( وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * ) .
و پاداش همه اعمال خويش را در آنجا خواهيد يافت .
در اينجا به دو نكته بايد توجه كرد :
1 - از جمله سؤالاتى كه در مورد آيات فوق مطرح مىشود اين است كه آيا سؤال مشركان از واقعيت داشتن كيفر الهى جنبه استهزاء داشته و يا واقعا سؤال حقيقى بوده است ؟ بعضى گفتهاند سؤال حقيقى نشانه شك است و با وضع مشركان سازگار نيست .
ولى با توجه به اينكه بسيارى از مشركان در ترديد بودند و گروهى از آنها نيز با علم به حقانيت پيامبر ص به خاطر لجاجت و تعصب و مانند آن به مخالفت برخاسته بودند ، روشن مىشود كه سؤال حقيقى از آنها هيچ بعيد نيست .