« و كلامى كه مايه شفاء بيمارى دلها است » ( * ( وَشِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ ) * ) .
« و چيزى كه مايه هدايت و راهنمايى است » ( * ( وَهُدىً ) * ) .
« و رحمت براى مؤمنان است » ( * ( وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ) * ) .
در اين آيه چهار صفت براى قرآن بيان شده است ، كه براى فهم بيشتر بايد نخست روى لغات آن تكيه كنيم .
وعظ ( و موعظه ) آن چنان كه در « مفردات » آمده است ، نهى آميخته به تهديد است ، ولى ظاهرا معنى موعظه وسيعتر از اين باشد ، همانگونه كه از « خليل » دانشمند معروف عرب در همان كتاب مفردات نقل شده : موعظه عبارت از تذكر دادن نيكيها است كه توأم با رقت قلب باشد ، در واقع هر گونه اندرزى كه در مخاطب تاثير بگذارد ، او را از بديها بترساند و يا قلب او را متوجه نيكيها گرداند ، وعظ و موعظه ناميده مىشود .
البته مفهوم اين سخن آن نيست كه هر موعظه اى بايد تاثير داشته باشد ، بلكه منظور آن است كه در قلبهاى آماده بتواند چنين اثرى بگذارد .
منظور از شفا دادن بيمارى دلها و يا به تعبير قرآن شفاى چيزى كه در سينهها است ، همان آلودگيهاى معنوى و روحانى است مانند بخل و كينه و حسد و جبن و شرك و نفاق و امثال اينها كه همه از بيماريهاى روحى و معنوى است .
منظور از « هدايت » راهيابى به سوى مقصود ، يعنى تكامل و پيشرفت انسان در تمام جنبههاى مثبت است .
و منظور از « رحمت » همان نعمتهاى مادى و معنوى الهى است كه شامل حال انسانهاى شايسته مىشود همانگونه كه در كتاب مفردات مىخوانيم « رحمت » هر گاه به خدا نسبت داده شود به معنى نعمت بخشيدن او است و هنگامى كه به انسانها نسبت داده شود به معنى رقت قلب و عطوفت است .
در واقع آيه فوق چهار مرحله از مراحل تربيت و تكامل انسان را در سايه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١٨