تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
* ( يَمْلِكُ السَّمْعَ وَالأَبْصارَ ) * ) . در واقع در اين آيه نخست به نعمتهاى مادى ، و بعد به مواهب و روزيهاى معنوى كه بدون آنها نعمتهاى مادى فاقد هدف و محتوا است اشاره شده . كلمه « سمع » مفرد ( و به معنى گوش ) و ابصار جمع « بصر » به معنى بينايى و چشم است ، و در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا « سمع » در همه جا در قرآن مفرد ذكر شده و اما « بصر » گاهى به صورت جمع و گاهى به صورت مفرد آمده ؟ ، پاسخ اين سؤال را در جلد اول صفحه 56 ذكر كرده‌ايم . بعد از دو پديده مرگ و حيات كه عجيبترين پديده‌هاى عالم آفرينش است سخن به ميان آورده ، مىگويد « و چه كسى زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج مىكند » ؟ ( * ( وَمَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ) * ) . اين همان موضوعى است كه تا كنون عقل دانشمندان و علماى علوم طبيعى و زيستشناسان در آن حيران مانده است كه چگونه موجود زنده از موجود بى جان به وجود آمده است ؟ آيا چنين چيزى كه تلاش و كوشش مداوم دانشمندان تا كنون در آن به جايى نرسيده است مىتواند يك امرى ساده و وابسته به تصادف و حوادث رهبرى نشده و بدون برنامه و هدف طبيعت بوده باشد ؟ بدون شك پديده پيچيده و ظريف و اسرار آميز حيات نيازمند به علم و قدرت فوق العاده و عقل كلى است . او نه تنها در آغاز موجود زنده را از موجودات بى جان زمين آفريده است بلكه علاوه بر اين سنت او بر اين قرار گرفته كه حيات نيز جاودانى نباشد و به همين جهت مرگ را در دل حيات آفريده ، تا از اين طريق ميدان را براى دگرگونيها و تكامل باز گذارد . در تفسير آيه فوق اين احتمال نيز داده شده كه علاوه بر مرگ و حيات مادى مرگ و حيات معنوى را نيز شامل مىشود ، زيرا انسانهاى هوشمند و پاكدامن