او است ، اگر عبادت به خاطر شايستگى و عظمت ذات معبود باشد ، اين شايستگى و عظمت تنها در خدا است ، و اگر براى اين باشد كه مىتواند سرچشمه سود و زيان گردد اين نيز مخصوص خدا است .
پس از آنكه نمونه هايى از آثار عظمت و تدبير خداوند را در آسمان و زمين بيان كرد و و جدان و عقل مخالفان را به داورى طلبيد و آنها به آن معترف گرديدند ، در آيه بعد با لحنى قاطع مىفرمايد : « اين است اللَّه ، پروردگار بر حق شما » ! ( * ( فَذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمُ الْحَقُّ ) * ) .
نه بتها ، و نه ساير موجوداتى را كه شريك خداوند در عبوديت قرار دادهايد و در برابر آنها سجده و تعظيم مىكنيد .
آنها چگونه مىتوانند شايسته عبوديت باشند در حالى كه نه فقط نمىتوانند در آفرينش و تدبير جهان شركت كنند ، بلكه خودشان سر تا پا نياز و احتياجند .
سپس نتيجه گيرى مىكند « اكنون كه حق را بروشنى شناختيد ، آيا بعد از حق چيزى جز ضلال و گمراهى وجود دارد ؟ » ( * ( فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ) * ) .
با اين حال چگونه از عبادت و پرستش خدا روى مىگردانيد ، با اينكه مىدانيد معبود حقى جز او نيست « ؟ ! ( * ( فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ) * ) .
اين آيه در حقيقت يك راه منطقى روشن را براى شناخت باطل و ترك آن پيشنهاد مىكند ، و آن اينكه نخست بايد از طريق و جدان و عقل براى شناخت حق گام برداشت ، هنگامى كه حق شناخته شد ، هر چه غير آن و مخالف آن است باطل و گمراهى است ، و بايد كنار گذاشته شود .
و در آخرين آيه براى بيان اين نكته كه چرا آنها با وضوح مطلب و روشنايى حق به دنبال آن نمىروند مىگويد : « اين گونه فرمان خدا در باره اين افراد كه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٩