و با ايمان را مىبينيم كه گاهى از پدر و مادرى آلوده و بى ايمان و گمراه متولد مىشوند ، عكس آن نيز مشاهده شده است كه بر خلاف قانون وراثت انسانهاى بى ارزش و مرده از پدر و مادر ارزشمندى به وجود آمدهاند ( 1 ) .
البته مانعى ندارد كه آيه فوق اشاره به هر دو قسمت باشد زيرا هر دو از عجائب آفرينش و از پديدههاى اعجابانگيز جهانند و روشنگر اين حقيقتند كه علاوه بر عوامل طبيعى ، دست قدرت آفريدگار عالم و حكيمى در كار است .
( در جلد پنجم صفحه 356 ذيل آيه 95 سوره انعام توضيحات ديگرى نيز در اين باره دادهايم ) .
بعد اضافه مىكند : « چه كسى است كه امور اين جهان را تدبير مىكند » ؟
( * ( وَمَنْ يُدَبِّرُ الأَمْرَ ) * ) .
در حقيقت نخست سخن از آفرينش مواهب ، سپس سخن از حافظ و نگهبان و مدبر آنها است .
بعد از آنكه قرآن اين سؤالات سه گانه را مطرح مىكند بلافاصله مىگويد :
« آنها به زودى در پاسخ خواهند گفت : اللَّه » .
از اين جمله به خوبى استفاده مىشود كه حتى مشركان و بت پرستان عصر جاهليت خالق و رازق و حياتبخش و مدبر امور جهان هستى را خدا مىدانستند ، و اين حقيقت را از طريق عقل و هم از راه فطرت در يافته بودند كه اين نظام حساب شده جهان نمىتواند مولود بى نظمى و يا مخلوق بتها باشد .
و در آخر آيه به پيامبر ص دستور مىدهد : « به آنها بگو آيا با اين حال تقوا را پيشه نمىكنيد » ( * ( فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ ) * ) .
تنها كسى شايسته عبادت و پرستش است كه آفرينش و تدبير جهان به دست
هامش
( 1 ) اين مضمون در روايات متعددى در جلد اول تفسير برهان صفحه 543 ذيل آيه 95 سوره انعام آمده است .