دهم « ( * ( قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَه مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي ) * ) ( 1 ) .
سپس براى تاكيد اضافه مىكند « من فقط پيروى از چيزى مىكنم كه بر من وحى مىشود » ( * ( إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى إِلَيَّ ) * ) .
نه تنها نمىتوانم تغيير و تبديلى در اين وحى آسمانى بدهم ، بلكه « اگر كمترين تخلفى از فرمان پروردگارم بكنم ، از مجازات آن روز بزرگ ( رستاخيز ) مىترسم » ( * ( إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * ) .
در آيه بعد به دليل اين موضوع مىپردازد و مىگويد به آنها بگو : من كمترين اراده اى از خودم در باره اين كتاب آسمانى ندارم « و اگر خدا مىخواست اين آيات را بر شما تلاوت نمىكردم و از آن آگاهتان نمىساختم » ( * ( قُلْ لَوْ شاءَ اللَّه ما تَلَوْتُه عَلَيْكُمْ ) * و لا ادريكم به ) .
به دليل اينكه « سالها پيش از اين در ميان شما زندگى كردم » و هرگز اين گونه سخنان را از من نشنيدهايد ، اگر آيات از ناحيه من بود لا بد در اين مدت چهل سال از فكر من بر زبانم جارى مىشد و حد اقل گوشه اى از آن را بعضى از من شنيده بودند ( * ( فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِه ) * ) .
آيا مطلبى را به اين روشنى درك نمىكنيد ( * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * ) .
باز براى تاكيد اضافه مىكند كه من به خوبى مىدانم بدترين انواع ظلم و ستم آن است كه كسى بر خدا افتراء ببندد ، « چه كسى ستمكارتر است از كسى كه دروغى را به خدا نسبت بدهد » ( * ( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه كَذِباً ) * ) .
هامش
( 1 ) كلمه تلقاء مصدر يا اسم مصدر است و به معنى مقابله و محاذات آمده و در آيه و مانند آن به معنى ناحيه و نزد مىآيد يعنى من از ناحيه و از نزد خودم نمىتوانم آن را تغيير دهم .