مىرود تا حدود نيمه ماه و از آن پس تدريجا نقصان مىيابد تا يكى دو روز آخر ماه بعد در تاريكى محاق فرو مىرود و بار ديگر به شكل هلال ظاهر مىگردد ، و همان منزلگاههاى پيشين را طى مىكند ، اين دگرگونى عبث و بيهوده نيست ، بلكه يك تقويم بسيار دقيق و زنده طبيعى است كه عالم و جاهل مىتوانند آن را بخوانند و حساب تاريخ كارها و امور زندگى خود را نگهدارند و اين اضافه بر نورى است كه ماه به ما مىبخشد ( 1 ) .
سپس اضافه مىكند اين آفرينش و اين گردش مهر و ماه سرسرى و از بهر بازيگرى نيست « خداوند آن را نيافريده است مگر به حق » ( * ( ما خَلَقَ اللَّه ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ) * ) .
و در پايان آيه تاكيد مىكند كه « خدا آيات و نشانههاى خود را براى آنها كه مىفهمند و درك مىكنند شرح مىدهد » ( * ( يُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * ) .
اما بيخبران بى بصر چه بسيار از كنار همه اين آيات و نشانههاى پروردگار مىگذرند و كمترين چيزى از آن درك نمىكنند .
در آيه دوم به قسمتى ديگر از نشانهها و دلائل وجودش در آسمان و زمين پرداخته مىگويد : « در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمان و زمين آفريده است نشانه هايى است براى گروه پرهيزكاران » ( * ( إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَما خَلَقَ اللَّه فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ ) * ) .
نه تنها خود آسمانها و زمين از آيات خدا است بلكه تمام ذرات موجوداتى كه در آنها وجود دارد هر يك آيتى و نشانه اى محسوب مىشود ، اما تنها كسانى آنها را درك مىكنند كه در پرتو تقوا و پرهيز از گناه ، صفاى روح و روشنبينى يافته ،
هامش
( 1 ) در مورد اينكه ماه يك تقويم طبيعى است و مىتوان از حالات مختلفش روزهاى ماه را دقيقا تعيين كرد در جلد دوم صفحه 6 بحث كردهايم .