همچون مسجد قبا را بر پايه تقوى بنا مىكنند با منافقانى كه شالوده آن را بر كفر و نفاق و تفرقه و فساد قرار مىدهند به عمل آمده است .
نخست مىگويد : « آيا كسى كه بناى آن مسجد را بر پايه تقوا و پرهيز از مخالفت فرمان خدا و جلب خشنودى او نهاده است بهتر است ، يا كسى كه شالوده آن را بر لبه پرتگاه سستى در كنار دوزخ نهاده كه به زودى در آتش جهنم سقوط خواهد كرد » ! ( * ( أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى تَقْوى مِنَ اللَّه وَرِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِه فِي نارِ جَهَنَّمَ ) * ) .
« بنيان » مصدرى است به معنى « اسم مفعول » يعنى بنا و ساختمان و « شفا » به معنى لبه چيزى است ، و « جرف » به معنى « حاشيه » نهر و يا چاه است كه آب زير آن را خالى كرده باشد ، و « هار » به معنى شخص يا ساختمان سستى است كه در حال سقوط است .
تشبيه فوق با نهايت روشنى و وضوح بىثباتى و سستى كار منافقان و استحكام و بقاى كار اهل ايمان و برنامههاى آنها را روشن مىسازد .
مؤمنان به كسى مىمانند كه براى بناى يك ساختمان ، زمين بسيار محكمى را انتخاب كرده و آن را از شالوده با مصالحى پر دوام و مطمئن بنا مىكند ، اما منافقان به كسى مىمانند كه ساختمان خود را بر لبه رودخانه اى كه سيلاب زير آن را به كلى خالى كرده و هر آن آماده سقوط است مىسازد ، همانگونه كه نفاق ظاهرى دارد فاقد محتوا چنين ساختمانى نيز ظاهرى دارد بدون پايه و شالوده .
اين ساختمان هر آن ممكن است فرو بريزد ، مكتب اهل نفاق نيز هر لحظه ممكن است باطن خود را نشان دهد و به رسوايى بيانجامد .
پرهيزگارى و جلب رضاى خدا ، يعنى هماهنگى با واقعيت و همگامى با جهان آفرينش و نواميس آن بدون شك عامل بقا و ثبات است .
اما نفاق يعنى بيگانگى با واقعيتها و جدايى از قوانين آفرينش بدون ترديد
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤١