شروع به كار مىكند ، و بررسى قرائن ديگر به ماهيت اصلى پى ببرد ، و چهره باطنى افراد را در پشت چهره ظاهرى ببيند .
مسلمان كسى نيست كه هر ندايى از هر حلقومى برخاست همين اندازه كه ظاهرا حق بجانب باشد بپذيرد و به آن لبيك گويد ، مسلمان كسى نيست كه هر دستى به سويش دراز شد آن را بفشارد ، و هر حركت ظاهرا دينى را مشاهده كرد با آن همگام شود ، و هر كسى پرچمى بنام مذهب برافراشت پاى آن سينه زند ، و هر بنائى بنام مذهب ساخته شد به سوى آن جذب گردد .
مسلمان بايد هوشيار ، آگاه ، واقع بين ، آينده نگر و اهل تجزيه و تحليل در همه مسائل اجتماعى باشد .
ديوان را در لباس فرشته بشناسد ، گرگها را در لباس چوپان تشخيص دهد و خود را براى مبارزه با اين دشمنان ظاهرا دوست آماده سازد .
يك اصل اساسى در اسلام اين است كه بايد قبل از همه چيز نيات بررسى شود و ارزش هر عمل بستگى به نيت آن دارد ، نه به ظاهر آن ، گر چه نيت يك امر باطنى است ، اما ممكن نيست كسى نيتى در دل داشته باشد ، اثر آن در گوشه و كنار عملش ظاهر نشود ، هر چند در پرده پوشى فوق العاده استاد و ماهر باشد .
و از اينجا جواب اين سؤال روشن مىشود كه چرا پيامبر ص با آن عظمت مقام دستور داد مسجد يعنى خانه خدا را آتش بزنند ، و مسجدى كه يك ريگ آن را نمىتوان بيرون برد ويران سازند ، و مكانى را كه اگر آلوده شود بايد فورا تطهير كنند مزبله گاه شهر سازند ! پاسخ همه اين سؤالها يك مطلب است و آن اينكه مسجد ضرار مسجد نبود در واقع بتخانه بود ، مكان مقدس نبود كانون تفرقه و نفاق بود ، خانه خدا نبود بلكه خانه شيطان بود ، و هرگز اسم و عنوان ظاهرى و ماسكها ، واقعيت چيزى را دگرگون نمىسازد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٤٤