يك سوم اموال ابو لبابه و يارانش را پذيرفت ، در حالى كه مقدار زكات در هيچ - مورد يك سوم نيست ، در گندم و جو و خرما و مويز گاهى يك دهم و گاهى يك بيستم است ، و در طلا و نقره تقريبا 5 : 2 درصد مىباشد ، و در چهار پايان ( گاو و گوسفند و شتر ) نيز هرگز به يك سوم نمىرسد .
اما اين سؤال را مىتوان چنين پاسخ گفت كه : پيامبر ص مقدارى از اموال آنها را به عنوان زكات و مقدار اضافى را تا ثلث ، به عنوان كفاره گناهانشان ، پذيرفت .
بنا بر اين پيامبر ص زكات واجب آنها را گرفته و مقدارى از آن بيشتر را براى پاكسازى از گناهانشان پذيرفته است كه مجموع هر دو ، به يك سوم مىرسيده است .
2 - دستور « خذ » ( بگير ) دليل روشنى است كه رئيس حكومت اسلامى مىتواند زكات را از مردم بگيرد ، نه اينكه منتظر بماند كه اگر مايل بودند خودشان بپردازند و اگر نبودند نه .
3 - جمله « * ( صَلِّ عَلَيْهِمْ ) * » گر چه خطاب به پيامبر ص است ولى روشن است كه يك حكم كلى را بيان مىكند ( زيرا قانون كلى اين است كه احكام اسلام ميان پيامبر و ديگران تفاوتى ندارد و ويژگيهاى پيامبر از نظر احكام بايد با دليل خاص ثابت شود ) .
بنا بر اين متصديان امور بيت المال در هر عصر و زمان مىتوانند با جمله ( اللهم صل عليهم ) به زكات دهنده گان دعا كنند .
با اين حال تعجب در اين است كه بعضى از متعصبان اهل سنت صلوات را براى آل پيامبر ص مستقلا جائز نمىدانند ، يعنى اگر كسى بگويد ( اللهم صل على على امير المؤمنين ) يا ( صل على فاطمه الزهراء ) ممنوع مىشمرند ، در حالى كه ممنوع بودن اين گونه دعا دليل مىخواهد نه جواز آن ، بعلاوه همانگونه
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٢٠