كه آن را احساس كنند ، بعلاوه قدردانى پيامبر ص و يا كسانى كه در جاى او قرار مىگيرند و زكات اموال مردم را مىپذيرند ، يك نوع آرامش روحى و فكرى به آنها مىبخشد ، كه اگر ظاهرا چيزى را از دست دادهاند بهتر از آن را بدست آوردهاند .
جالب اينكه تا كنون نشنيدهايم كه ماموران وصول ماليات موظف باشند از مردم تشكر كنند ، ولى اين دستور به عنوان يك حكم مستحبّ در برنامههاى اسلامى روشنگر عمق جنبههاى انسانى در اين دستورها است .
و در پايان آيه به تناسب بحثى كه گذشت مىگويد : « خداوند شنوا و دانا است » ( * ( وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ ) * ) .
هم دعاى پيامبر ص را مىشنود ، و هم از نيات زكات دهنده گان آگاه است .
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
1 - از شان نزولى كه براى آيات گذشته ذكر كرديم به خوبى روشن مىشود كه اين آيه پيوند نزديكى با آيه قبل و مسئله توبه « ابو لبابه » و يارانش دارد ، زيرا آنها به شكرانه قبول توبه هايشان اموال خود را نزد پيامبر ص آوردند و او تنها قسمتى از آن را برگرفت .
اما اين شان نزول هيچگاه منافات با اين ندارد كه آيه بيان يك حكم كلى و عمومى در مورد زكات اموال بوده باشد ، و اينكه بعضى از مفسران تضادى ميان اين دو پنداشتهاند درست نيست ، همانگونه كه در ساير آيات قرآن و شان نزولها كرارا گفتهايم .
تنها سؤالى كه در اينجا باقى ميماند اين است كه طبق روايتى پيامبر ص