تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
سپس اضافه مىكند « در خود مدينه و از اهل اين شهر نيز گروهى هستند كه نفاق را تا سرحد سركشى و طغيان رسانده و سخت به آن پايبندند و در آن صاحب تجربه‌اند » ! ( * ( وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ ) * ) . « مردوا » از ماده « مرد » ( بر وزن سرد ) به معنى طغيان و سركشى و بيگانگى مطلق مىباشد ، و در اصل به معنى « برهنگى و تجرد » آمده ، و به همين جهت به پسرانى كه هنوز مو در صورتشان نروئيده است « امرد » مىگويند « شجرة مرداء » يعنى درختى كه هيچ برگ ندارد و « مارد » بمعنى شخص سركش است كه به كلى از اطاعت فرمان خارج شده است . بعضى از مفسران و اهل لغت اين ماده را به معنى « تمرين » نيز گفته‌اند ( از جمله در تاج العروس و قاموس تمرين يكى از معانى آن ذكر شده است ) . و اين شايد بخاطر آن باشد كه تجرد مطلق از چيزى و خروج كامل از آن بدون ممارست و تمرين ممكن نيست . به هر حال اين گروه از منافقان چنان از حق و حقيقت عارى و چنان بر كار خود مسلط بودند كه مىتوانستند خود را در صف مسلمانان راستين جا بزنند بدون اينكه كسى متوجه آنها بشود . اين تفاوت در تعبير كه در باره منافقان « داخلى » و « خارجى » در آيه فوق ديده مىشود گويا اشاره به اين نكته است كه منافقان داخلى در كار خود مسلطتر و طبعا خطرناكترند ، و مسلمانان بايد شديدا مراقب آنها باشند ، هر چند كه منافقان خارجى را نيز بايد از نظر دور ندارند . لذا بلافاصله بعد از آن ميفرمايد : « تو آنها را نمىشناسى ولى ما مىشناسيم » ( * ( لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ ) * ) . البته اين اشاره به علم عادى و معمولى پيغمبر است ، ولى هيچ منافات ندارد كه او از طريق وحى و تعليم الهى به اسرار آنان كاملا واقف گردد .