كسانى كه در احتجاج خود به روايتى دربارهء خروج مهدى اكتفا مىكنند كه در يكى از كتب حديث ذكر شده ، يا پس از بحث و تحقيق ، سرانجام به سخن يكى از راويان ثقات يا غير ثقات اكتفا مىكنند ، ايرادى بر آنان نيست ، البته اگر جز به آنچه در احاديث و آثار يافتهاند ، اعتقاد نيابند .
اما كسانى كه تمام اين روايات را جمعآورى كرده و تحقيق تطبيقى انجام مىدهند و به موارد بىشمارى از تعارض و اختلاف مىرسند ، بلكه علاوه بر آن روايت تاريخ را درباره بنىفاطمه و بنىاميه و ستيز خشن و پيوسته آنها را از نظر دور نمىدارند و بىشك و شبههاى ، مشاهده مىكنند كه در كتب حديث ، روايات متعددى وجود دارد كه هر يك از طرفهاى اين كشمكش را تأييد مىنمايد ؛ به دشوارى مىتوانند تمام جزئيات و رويدادهاى جزيى مندرج در اين روايات را صحيح بدانند ، حتّى روايتهايى كه شما در مطالب خود ذكر كردهايد از « پرچمهاى سياه » سخن به ميان آمده است و در تاريخ معلوم است كه همچنان تلاشهايى بهعمل مىآيد تا ثابت كند كه مهدى ( يكى از خلفاى بنىعباس ) همان امام مهدى موعود ! بوده است كه علت آن ، اختلاف روايات است كه به دروغ و تقلّب ، آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت دادهاند . اگر كسى باشد كه به رغم تمام اينها ، اصرار بر صحّت استدلال به اين روايات دارد ، بگذار احتجاج كند و ايرادى ندارد اگر با نظر من دربارهء چگونگى ظهور امام مهدى كه در كتابم ( موجز تاريخالدين و احيائه ) اظهار نمودهام ، مخالفت بورزد .
البته لازم نيست نظر من در هر مسئله تاريخى ، ا علمى يا فقهى ، صحيح و مورد قبول همهء مردم باشد ، ولى در عين حال صحيح نيست كه اگر كسى نظر مرا دربارهء مسألهاى از مسائل نپسندد ، از همكارى با من در « اقامهء دين » امتناع ورزد ! زيرا اختلاف علما در مسائل مندرج در احاديث ، تفسير ، فقه و ديگر علوم مشابه ، تازگى ندارد .
2 . بله ! به نظر من امام مهدى رهبرى از جديدترين نوع رهبران زمانهء خود خواهد بود ، ولى اين بدان معنا نيست كه او ريشش را بتراشد ! و لباس فرنگى بپوشد و از آخرين مد روز پيروى كند ! منظور من اين است كه او از علوم زمانه ، شرايط و
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 270
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٧٠