مسائل قضا و قدر ، مسئله ظهور مهدى در آخرالزمان كه در اينگونه مسائل ميدان اجتهاد باز نيست .
با قصد بهكار بستن اين فرمايش پيامبر صلى الله عليه و آله : « الدين النصيحة » به جناب « شيخ عبداللَّه بن زيد آل محمود » نصيحت مىكنم كه رساله وى درباره مهدى ، آخرين رساله از اين قبيل رسايل باشد كه طلبههاى علوم دينى را به پاسخگويى به آنها مشغول داشته است .
در حالى كه او وارد هشتاد سالگى شده در ساماندهى باقيماندهء حيات خود كوشش نمايد به نحوى كه هم براى خود و هم براى ساير مسلمانان در دنيا و آخرت فايده و عاقبت نيك ، به همراه داشته باشد .
26 . احاديث مهدى و ابونعيم
شيخ ابن محمود در صفحهء هفتاد مىگويد :
« به اقتضاى تأمل در احاديث مهدى مىبينيم كه اين احاديث ، ضعيف و غيرقابل اعتماد است و اكثراً از روايت « ابونعيم » در حليةالاولياء است و جملگى با يكديگر تضاد و اختلاف دارند و در لفظ و معنا ، صحيح و صريح و متواتر نيستند . »
در پاسخ بايد بگوييم :
اين سخن ، آشكارا نشان مىدهد كه شيخ ابن محمود كتاب حليةالاولياء ابى نعيم را بزرگترين منبع حاوى احاديث مهدى به شمار مىآورد ، اما چنين نيست . « شيخ عبدالعزيزبن محمدبن الصديق غمارى » كليهء احاديث حليه را در كتابى بهنام البغية فى ترتيب احاديث الحلية شامل بيش از چهار هزار حديث جمعآورى نموده است كه در بين آنها هيچ حديثى نيست كه مهدى در آنها مطرح باشد ، مگر حديث : « المهدى منّا اهل البيت يصلحه اللَّه فى ليلة » .
اين سخنان ابن محمود دليل روشنى است كه وى با احاديث مهدى آشنايى اندكى دارد و نمىداند كه در كجا زياد است و در كجا كم ؟ ، در نتيجه حكم وى مبنى بر اينكه آنها جزو احاديث ضعيف و غيرقابل اعتماد است و جملگى با هم تضاد و اختلاف دارند و در لفظ و معنا صحيح و صريح نيستند ، حكمى است كه نه از روى برهان و