اصحاب گرامى و پيروانشان و پويندگان راهشان از آن تبعيت نمودهاند . پس اعتقاد به اين حديث بر خلاف گفتهء شيخ « ابن محمود » از قرن چهاردهم ! هجرى آغاز نشده است . « امام ابوالحسين محمد بن الحسين أبرى » ( متوفى 363 ه ) در كتاب مناقبالشافعى مىگويد :
« اخبار مربوط به مهدى و اينكه وى از اهل بيت است و هفت سال حكومت مىكند و زمين را از دادگرى آكنده مىسازد و عيسى وقتى براى كشتن دجال قيام مىنمايد ، به وى كمك مىكند و وى امامت اين امت را برعهده مىگيرد و عيسى پشت سرش به نماز مىايستد ، فراوان و متواتر است . »
« امام ابن القيم » در كتاب المنارالمنيف فى الصحيح و الضعيف سخنان « ابى الحسين ابرى » را نقل نموده و قبل از وى « قرطبى » در التذكرة فى احوال الموتى و امورالآخرة و « ابوالحجاج مزى » در كتاب تهذيب الكمال هم آن را نقل كردهاند . بعد از اين دو ، « حافظ ابن حجر عسقلانى » در دو كتاب تهذيبالتهذيب و فتحالبارى نيز اين سخنان را نقل نموده است . « سيوطى » در العرف الوردى فى اخبار المهدى و ديگر امامان نيز اين سخنان را بازگو كردهاند .
اين سخنان « ابى الحسين ابرى » در كتاب المنارالمنيف ابن القيم يك صفحه پيش از سخنان منقول بهوسيله « ابن محمود » در صفحهء 53 رسالهاش از ابن القيم در المنار المنيف ، آمده است . با اينهمه « ابن محمود » ادعا دارد : كسانى كه به ظهور مهدى اعتقاد دارند ، وقتى چهارده قرن سپرى شد و مهدى ظهور ننمود به تمديد مدت پرداختند تا ثابت نمايند كه سخنشان در برابر سقوط ، مقاومت دارد ! البته شگفتآور نيست كه شيخ « ابن محمود » اين سخنان « ابى الحسين ابرى » ( متوفى 363 ه ) را نبيند يا ناديده بگيرد ، زيرا وى تمامى سخنان « ابن القيم » در المنارالمنيف و صحيح دانستن احاديث مهدى را نديده يا ناديده گرفته و به « ابن القيم » نسبت داده است كه وى احاديث مهدى را ضعيف دانسته و از آنها انتقاد مىنمايد ! ( در بحث شماره 11 توضيح داديم كه اين سخن خلاف واقع است . )
وى همچنين در صفحهء 55 مىگويد :
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 224
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٢٤