منسوب داشته است . البته چنين سخنانى در حقيقت اگر به كسى منسوب شود جز زشتى و عيب و كسر شأن چيزى در بر ندارد . وانگهى شيخ « ابن محمود » بر پيشينيان و پسينيان امت ، خرده مىگيرد كه چرا از يكديگر تقليد مىكنند ! زيرا مقلد جزو اهل علم قلمداد نمىشود ؛ آنچنان كه در صفحات پنجم و هشتم رسالهاش آمده است ، ولى در عين حال به خود اجازه مىدهد از كسانى چون « احمد امين » و « محمدفريد وجدى » تقليد كند ، يعنى از كسانى كه اساساً با علم شريف حديث بيگانهاند ! پس اگر كسى از متخصصانى مانند : ترمذى ، عقيلى ، ذهبى ، ابن تيميه ، ابن القيم ، ابن حجر عسقلانى و ديگران تقليد كند ، جزو اهل علم شمرده نمىشود ، در اين صورت كسى كه رهبرانى بيگانه از علوم اسلامى ، چون محمدفريد وجدى و احمد امين دارد ، چگونه توصيف مىشود ؟ و چه نامى دارد ؟
وَ مَن جَعَلَ الغراب لَهُ دَليلا * يَمرُّ بِهِ على جِيَفِ الكلاب
هر كس با راهنمايىهاى كلاغ پيش برود ! * كلاغ او را بهسوى مردار سگان راهنمايى خواهد كرد !
در بررسى اين سخنان كه سنگينى آن بر دوش استاد احمد امين و شيخ ابن محمود بهطور مشترك قرار دارد ، بايد بگويم :
الف ) آنچه « تابع » و « متبوع » گفتهاند كه انديشهء مهدى از عقايد شيعه سرچشمه مىگيرد و شيعيان ابتدا خود اين انديشه را ابداع كردند و با سوء استفاده از سادهانديشى تودهها و شور و اشتياق آنان نسبت به دين و دعوت اسلامى ، از اين جنبهء ظاهرالصلاح شروع به تبليغ نمودند و احاديث را جعل و آنها را از قول پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كردند و از طرق مختلف به اسناد اين احاديث استحكام بخشيدند و مردم خوش قلب و ساده انديش اين احاديث را باور كردند و اين سخنان به منظور خدشه دار كردن پيشينيان ، دانشمندان و راويان اين امت است ، نه اين كه گفته شود آنان ساده انديش بودند و از روى سادگى موضوعات را پذيرفتهاند ، چنين سخنى بىشك بسيار خطرناك است ، چون زير سؤال بردن « ناقل » به معناى زير سؤال رفتن « نقل شده » است كه همانا سنت پيامبر صلى الله عليه و آله است . در مقابل اين سخن كه بدترين سخن است ،