مىشوند و حرمت و منزلتشان مورد تعدّى قرار مىگيرد . اين امر متأسفانه دليل بر اين است كه دژهاى مسلمانان از درون ، مورد تهديد واقع شده است . خدا رحمت كند « امام طحاوى » را كه در يكى از بيانات مشهور خود مىگويد :
« نبايد از علماى پيشين و پيروان متأخر آنان كه اهل خبر ، اثر و فقه و نظر هستند ، جز با نيكى ياد كرد ، هر كس به بدى از آنان ياد كند خود به بىراهه رفته است . »
شيخالاسلام « ابن تيميه » ، رساله بزرگى بهنام رفع الملام عن الائمة الأعلام تأليف نموده كه بهطور مكرر به چاپ رسيده است . « شيخ جمالالدين قاسمى » اين كتاب را شايان آن دانسته است كه اگر در چين باشد بهسوى آن بار سفر بسته شود و با چنگ و دندان در حفظ آن كوشش به عمل آيد .
ب ) علماى متحدث و فقهاى متقدم ، طبق گفتهء شيخ محمود : از يكديگر حديث نقل كرده و آن را به شيوهء تقليد از پيشينيان با همان وضعى كه دارد ، بازگو مىنمايند ، از اينرو يك حديث از يك كتاب سر بر آورده و در يكصد كتاب ديگر سرايت يافته و اشتباه از يك عالم به يكصد عالم منتقل شده است ، زيرا مردم [ از ديگران ] تقليد مىنمايند و اهل تحقيق و اجتهاد در بين عامهء مردم كمشمارند و مقلد جزو اهل علم قلمداد نمىشود . . . . براى مثال چهار شخصيت بزرگ : امام شافعى ، امام احمد ، امام ترمذى و امام ابن ماجه از آن جملهاند . اگر آنان بهطور معمول اين چنين مقلّد باشند و مقلّد هم جزو اهل علم شمرده نشود پس اهل علم چه كسانى هستند ؟ ما انتظار نداشتيم جناب شيخ ! چنين مطالبى را عنوان كنند و متأسفانه شيخ آن را مطرح نموده است ! كه در پاسخ آن بايد گفت :
ترسم نرسى به كعبهاى اعرابى ! * اين ره كه تو مىروى به تركستان است
و چه خوب گفتهاند :
برخى سخنان از گويندهاش روى برمىتابد !
ج ) « امام ترمذى » و « امام ابن ماجه » در روايت احاديث مهدى از « امام ابى داود » تقليد نكردهاند . « ابن ماجه » بهطور كلى در سنن خود از ابى داود روايت نكرده ، اما