بر آن اعتماد كرده ، ولى قابل اعتماد نيست . ابن ماجه از يونس از شافعى و شافعى از مردى از اهل يمن بهنام محمد بن خالد جندى آن را روايت كرده و او كسى نيست كه به روايت او استناد شود . حتى گفته شده كه شافعى آن را از جندى نشنيده و يونس هم آن را از شافعى نشنيده است .
ديگر آنكه : شيعه اثنا عشرى مىگويند كه مراد از اين مهدى ، همان مهدى موعود آنهاست و حديث را چنين توجيه كردهاند كه مراد اين است كه نام او محمد بن ابى عبداللَّه است كه در اينجا كنيه حسين بن على را به جاى نام پدر قرار دادهاند . اين توجيه را « ابن طلحه » در كتاب خود به نام غاية السول فى مناقب الرسول پسنديده و آن را قبول كرده است .
ابن تيميه در آخر بحث خود مىگويد : « به نظر ما مهدى موعود از اولاد حسن بن على است ، همانطور كه در حديث منقول از على بن ابىطالب نقل شده است . »
« ابن القيم » در آخر كتاب « المنارالمنيف فى الحديث الصحيح و الضعيف » فصلى در سخن دربارهء احاديث مهدى و ظهور وى و جمع ميان آن و حديث خالد جندى اختصاص داده و مىگويد :
« در مورد حديث « لا مهدى الّا عيسىبنمريم » ، ابن ماجه در سنن خود آن را از « يوسف بن عبدالاعلى » از شافعى ، از محمد بن خالد جندى از ابان بن صالح از الحسن بن انس بن مالك از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده ، كه تنها « محمد بن خالد » آن را روايت كرده و « ابوالحسين محمدبن حسين الابرى » در كتاب مناقبالشافعى مىگويد : « اين محمد بن خالد نزد اهل علم و نقل حديث ناشناخته است ، اخبار ظهور مهدى از پيامبر بهطور متواتر و به حدّ وفور رسيده است و اين كه او از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و هفت سال حكومت مىكند و زمين را پر از عدل و داد مىنمايد و عيسى ظهور كرده و براى كشتن دجّال او را يارى مىدهد و او امامت اين امت را بر عهده مىگيرد و عيسى پشت سر او نماز مىگزارد . »
بيهقى نيز مىنويسد : « فقط محمدبن خالد اين حديث را آورده » و « الحاكم ابوعبداللَّه » مىگويد : او فردى ناشناخته بوده و اسناد او مورد اختلاف است . اين
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 111
مساهمون: خسرو شاهى
ص١١١