خدا ، برقرار خواهد شد . و مانعى ندارد كه مهدى از ديدگاه پيامبر ، « عيسىبنمريم » باشد .
دوم : مهدى ، همان خليفه عباسى ! است كه آمده و زمان او نيز به پايان رسيده است ! وى سپس دو حديث را نقل مىكند - از جمله حديث پرچمهاى سياه كه از سوى مشرق خراسان برافراشته مىشوند - و به « ضعف » آنها اشاره مىنمايد ، و مىافزايد كه حتى در صورت « صحيح » بودن اين دو حديث ، نمىتوان آنها را سندى بر اين دانست كه خليفه بنى عباس ، مهدى موعود آخرالزمان باشد ، بلكه او هم مانند « عمر بن عبدالعزيز » كه از جمله مهديانى - هدايت شدگان - بود كه آمدهاند و رفتهاند ( ! )
امام احمد بن حنبل ، عمر بن عبدالعزيز را از جملهء مهديان مىداند ، و ما هم ترديدى نداريم كه او يكى از خلفاى مهدى - هدايت شدگان - بود ، ولى هرگز نمىتوان گفت كه او همان مهدى موعود آخرالزمان است . مهدى منتظر ، كه در احاديث ذكر شده همراه با خير و بركت ، رشد و تكامل خواهد بود كه در قبال او « دجال » در جناح شرّ و ضلالت خواهد آمد . همانطور كه در گذشته دجالهاى كوچكى آمده و رفتهاند ، مهديان كوچكى هم آمده و رفتهاند كه هرگز نمىتوان آنها را « مهدى موعود بزرگ » دانست .
سوم : او مردى از اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله است كه در آخرالزمان ظهور مىكند ، در حالى كه زمين از ظلم و بيداد آكنده شده و آن را پر از داد و عدل مىكند .
اغلب احاديث بر اين امر دلالت دارند كه او از فرزندان « حسن بن على بن ابىطالب » است . وى سپس چند حديث درباره ظهور مهدى نقل مىكند .
چهارم : اما اماميه نظر چهارمى دارند و آن اين كه « مهدى محمد بن الحسن العسكرى » موعود ، از فرزندان « حسين بن على » است ، نه از فرزندان « حسن بن على » كه در شهرها حاضر و از ديدهها غايب است و او در سامرّا در سردابى پنهان شد و شيعه منتظر است كه از آن سرداب روزى بيرون آيد . . . » ( ! ! ) « 1 »
هامش
( 1 ) . اين سخن ابن قيم دروغ محض و افسانهاى بيش نيست و شيعهها هرگز در انتظار ظهور آن حضرت از سرداب سامرا نيستند ، رجوع كنيد به : كتاب المهدى ، تأليف آيةاللَّه سيد صدرالدين صدر ، صفحه 157 و : نويد امن و أمان ، تأليف آيةاللَّه صافى گلپايگانى ، صفحه 204 و دانشمندان عامه و مهدى موعود از محقق معاصر على دوانى ، صفحه 37 ، افسانه سرداب ، دادگستر جهان ، از آيةاللَّه امينى ، چاپ دوازدهم صفحه 204 و . . . - مترجم .