پس سند حديث بدون هيچ اشكالى به « جابر » مىرسد و اين حديث ، مشابه حديث ديگرى است كه مسلم آن را در صحيح آورده و ما قبلًا آن را نقل كرديم و من در اينجا بايد بگويم كه توصيف « امير » مزبور ، به « مهدى » در واقع تفسير احاديثى است كه مسلم ، بخارى و ديگران درباره ظهور مهدى در آخرالزمان ، نقل كردهاند ، ( و ما توضيح داديم كه اين حديث در « رجال » هيچگونه جاى ترديد و شبههاى ندارد ) .
7 . بيان اسامى برخى از علمايى كه به احاديث مهدى احتجاج كرده و اعتقاد به آن را ضرورى دانستهاند و بازگويى سخنان آنان
الحافظ ابوجعفر العقيلى ( متوفاى 322 ه . ) مىگويد : « دربارهء مهدى احاديث نيكويى وارد شده است . « الحافظ ابن حجر » در تهذيبالتهذيب در ترجمه على بن نفيل بن زارع الهذى مىگويد : العقيلى در كتابش از او ياد كرده و به حديث او درباره مهدى كه با آن شناخته شده ، اشاره دارد و البته درباره مهدى ، احاديث خوب ديگرى ، غير از اين طريق وارد شده است .
امام ابن حبان بستى ( متوفاى 354 ه . ) معتقد است كه احاديث وارده دربارهء مهدى به حديث « لايأتى عليكم زمان الا والذى بعده شرّ منه ؛ هيچ روزگارى فرا نمىرسد ، مگر اين كه روزگار بعدى از آن بدتر باشد » ، اختصاص دارد .
الحافظ بن حجر در فتحالبارى در سخن از حديثى كه بخارى در صحيحش در كتاب الفتن آن را از « أنس بن مالك » روايت كرده ، مىگويد : « پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هيچ روزگارى فرا نمىرسد ، مگر اين كه روزگار بعدى از آن بدتر باشد تا اينكه به لقاى خدايتان بشتابيد . »
وى گفت : « ابن حبان در صحيح خود چنين استدلال كرده است كه اين حديث أنس در عموميت خود مربوط به احاديثى است كه دربارهء دوران ظهور مهدى وارد شده و اين كه او ، زمين را پر از عدل و داد كند ، پس از آن كه از ظلم و بيداد ، آكنده شده باشد . »
الخطابى ( متوفاى 388 ه ) در مورد حديث أنس بن مالك مىگويد : « پيامبر صلى الله عليه و آله