تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
با اين همه از خشم او نمىترسيد من چگونه از خشم بتها بترسم « ؟ ( * ( وَكَيْفَ أَخافُ ما أَشْرَكْتُمْ وَلا تَخافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّه ما لَمْ يُنَزِّلْ بِه عَلَيْكُمْ سُلْطاناً ) * ) ( 1 ) . زيرا مىدانيم بت پرستان منكر وجود خداوندى كه خالق آسمانها و زمين است نبودند بلكه بتها را شريك در عبادت او مىساختند و آنها را شفيع بر در درگاه او مىپنداشتند . « اكنون انصاف بدهيد من بايد احساس آرامش كنم يا شما » ؟ ! ( * ( فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ) . در واقع منطق ابراهيم در اينجا يك منطق عقلى بر اساس اين واقعيت است كه شما مرا تهديد به خشم بتها مىكنيد در حالى كه تاثير وجودى آنها موهوم است ، ولى از خشم خداوند بزرگ كه من و شما هر دو او را پذيرفته‌ايم و بايد پيرو دستور او باشيم و هيچگونه دستورى از طرف او در باره پرستش بتها نرسيده است ترس و وحشتى نداريد ، يك موضوع قطعى را رها كرده‌ايد و به يك موضوع موهوم چسبيده‌ايد ؟ در آيه بعد پاسخى از زبان ابراهيم به سؤالى كه خودش در آيه قبل مطرح نمود نقل شده است ( و اين يك شيوه جالب در استدلالات علمى است كه گاهى شخص استدلال كننده سؤالى از طرف مقابل مىكند و خودش بلافاصله به پاسخ آن مىپردازد اشاره به اينكه مطلب به قدرى روشن است كه هر كس پاسخ آن را بايد بداند ) .
هامش
( 1 ) « سلطان » به معنى برترى و پيروزى است و از آنجا كه دليل و برهان باعث پيروزى مىشود ، نيز گاهى به آن سلطان گفته مىشود و در آيه فوق به همين معنى است يعنى هيچگونه دليلى بر اجازه پرستش بتها وجود ندارد و اين در حقيقت مطلبى بود كه هيچ بت پرستى نمىتوانست آن را انكار كند ، زيرا چنين دستورى بايد از طريق عقل يا وحى و نبوت اعلام شود و هيچيك از اين دو وجود ندارد .