آيه نيز هست ، كه « امنيت » اعم امنيت از مجازات پروردگار و يا امنيت از حوادث دردناك اجتماعى باشد .
يعنى جنگها ، تجاوزها ، مفاسد ، جنايات ، و حتى امنيت و آرامش روحى تنها موقعى به دست مىآيد كه در جوامع انسانى دو اصل حكومت كند ، ايمان و عدالت اجتماعى ، اگر پايههاى ايمان به خدا متزلزل گردد و احساس مسئوليت در برابر پروردگار از ميان برود و عدالت اجتماعى جاى خود را به ظلم و ستم بسپارد ، امنيت در چنان جامعه اى وجود نخواهد داشت ، و به همين دليل با تمام تلاش و كوششى كه جمعى از انديشمندان جهان براى برچيدن بساط ناامنىهاى مختلف در دنيا مىكنند روز به روز فاصله مردم جهان از آرامش و امنيت واقعى بيشتر مىگردد ، دليل اين وضع همان است كه در آيه فوق به آن اشاره شده : پايههاى ايمان لرزان و ظلم جاى عدالت را گرفته است .
مخصوصا تاثير ايمان در آرامش و امنيت روحى براى هيچكس جاى ترديد نيست ، همانطور كه ناراحتى و جدان و سلب آرامش روانى به خاطر ارتكاب ظلم بر كسى پوشيده نمىباشد .
در بعضى از روايات نيز از امام صادق ع نقل شده كه : « منظور از آيه فوق اين است كه آنهايى كه به دستور پيامبر اسلام ص در زمينه ولايت و رهبرى امت اسلامى بعد از او ايمان بياورند ، و آن را با ولايت و رهبرى ديگران مخلوط نكنند امنيت از آن آنها است » ( 1 ) .
اين تفسير در حقيقت ناظر به ملاك و روح مطلب در آيه شريفه است زيرا در اين آيه سخن از رهبرى و ولايت خداوند و آميخته نكردن آن با رهبرى غير او است و از آنجا كه رهبرى على ع به مقتضاى إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّه وَرَسُولُه .
پرتوى از رهبرى خدا و پيامبر ص است و رهبرىهاى تعيين نشده از طرف
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 740