كه اين ستاره ، ستاره زهره بوده است ، در تفسير على بن ابراهيم نيز از امام صادق ع اين موضوع ، روايت شده است ( 1 ) .
بعضى از مفسران گفتهاند كه مردم كلده و بابل در آنجا مبارزات خود را با بت پرستان شروع كرده هر يك از سيارات را خالق يا رب النوع موجوداتى مىشناختند ، « مريخ » را رب النوع جنگ و « مشترى » را رب النوع عدل و علم و « عطارد » را رب النوع وزيران . . . و « آفتاب » را پادشاه همه مىدانستند ! ( 2 ) .
4 - بازغ از ماده « بزغ » ( بر وزن نذر ) در اصل به معنى شكافتن و جارى ساختن خون است و لذا به جراحى كردن بيطار ( دامپزشك ) بزغ گفته مىشود و اطلاق اين كلمه بر طلوع آفتاب يا ماه در حقيقت آميخته با يك نوع تشبيه زيبا است زيرا آفتاب و ماه به هنگام طلوع خود گويا پرده تاريكى را مىشكافند ، علاوه بر اين در كنار افق سرخى كمرنگى كه بىشباهت به رنگ خون نيست در اطراف خود ايجاد مىكنند .
5 - فطر از ماده فطور به معنى شكافتن است ، و همانطور كه ذيل آيه 14 همين سوره نوشتيم اطلاق اين كلمه بر آفرينش آسمان و زمين شايد به خاطر اين است كه طبق علم امروز ، روز اول جهان توده واحدى بوده و بعد از هم شكافته شده و كرات آسمانى يكى پس از ديگرى به وجود آمدهاند ( براى توضيح بيشتر به تفسير آيه مزبور مراجعه فرمائيد ) .
6 - حنيف به معنى خالص است چنان كه شرح آن در ذيل آيه 67 سوره آل عمران جلد دوم تفسير نمونه صفحه 461 بيان گرديد .
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 735 و 737 .
( 2 ) تفسير ابو الفتوح جلد چهارم صفحه 467 ( پاورقى ) .