تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
آنها را ديده بود اما نه با اين چشم . بنا بر اين هنگامى كه ابراهيم مىگويد هذا ربى ( اين خداى من است ) به عنوان يك خبر قطعى نيست ، بلكه به عنوان يك فرض و احتمال ، براى تفكر و انديشيدن است ، درست مثل اينكه ما مىخواهيم در علت حادثه اى پىجويى كنيم تمام احتمالات و فرضها را يك يك مورد مطالعه قرار مىدهيم و لوازم هر يك را بررسى مىكنيم تا علت حقيقى را بيابيم و چنين چيزى نه كفر است و نه حتى دلالت بر نفى ايمان مىكند ، بلكه راهى است براى تحقيق بيشتر و شناسايى بهتر و رسيدن به مراحل بالاتر ايمان ، همانطور كه در جريان « معاد » نيز ابراهيم براى رسيدن به مرحله شهود و اطمينان ناشى از آن در صدد تحقيق بيشتر برآمد . در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از امام باقر يا صادق ع چنين نقل شده است انما كان ابراهيم طالبا لربه و لم يبلغ كفرا و انه من فكر من الناس فى مثل ذلك فانه بمنزلته : « ابراهيم اين سخن را به عنوان تحقيق گفت و هرگز سخن او كفر نبود ، و هر كس از مردم به عنوان تفكر و تحقيق اين سخن را بگويد همانند ابراهيم خواهد بود » ( 1 ) . در اين زمينه دو روايت ديگر نيز در تفسير نور الثقلين نقل شده است . تفسير دوم اين است كه ابراهيم اين سخن را به هنگام گفتگو با ستاره پرستان و خورشيد پرستان بيان كرد ، و احتمالا بعد از مبارزات سرسختانه او در بابل با بت پرستان و خروج او از آن سرزمين به سوى شام بود كه با اين اقوام برخورد كرد ، ابراهيم كه لجاجت اقوام نادان را در راه و رسم غلط خود در بابل آزموده بود ، براى اينكه نظر عبادت كنندگان خورشيد و ماه و ستارگان را به سوى خود جلب كند ، نخست با آنها همصدا شد و به ستاره پرستان گفت : شما مىگوئيد اين ستاره زهره پروردگار من است ، بسيار خوب يعنى باشد كه سرانجام اين عقيده
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 738 .