است ، زيرا حركت خود يك نوع وجود حادث است و چيزى كه در معرض حوادث است يعنى داراى حركت است نمىتواند يك وجود ازلى و ابدى بوده باشد ( دقت كنيد ) .
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
1 - در نخستين آيه مورد بحث كلمه « كذلك » ( اينچنين . . . ) جلب توجه مىكند و مفهوم آن اين است : همانطور كه زيانهاى بت پرستى را براى عقل و خرد ابراهيم روشن ساختيم ، حكومت و مالكيت خدا را بر آسمان و زمين نيز به او نشان داديم ، بعضى از مفسران گفتهاند : معنى آن اين است كه همانطور كه آثار قدرت و حكومت خود را بر آسمانها به تو نشان داديم به ابراهيم نيز نشان داديم تا بوسيله آنها به خدا آشناتر شود .
2 - جن ( از ماده « جن » بر وزن فن ) به معنى پوشانيدن چيزى است و در آيه مورد بحث معنى جمله اين است هنگامى كه شب ، چهره موجودات را از ابراهيم پوشانيد . . . و اينكه به ديوانه مجنون گفته مىشود بخاطر اين است كه گويا پرده اى بر عقل او كشيده شده است و اطلاق جن بر موجود ناپيدا نيز به همين ملاحظه است و جنين نيز به خاطر پوشيده بودن در درون رحم مادر است و اطلاق جنت بر بهشت و بر باغ به خاطر آن است كه زمينش زير درختان پوشيده است ، و قلب را جنان ( بر وزن زمان ) مىگويند چون در ميان سينه نهفته است و يا اينكه اسرار انسان را نهفته مىدارد .
3 - در اينكه منظور از كوكبا ( ستاره اى ) كدام ستاره بود است ؟ ميان مفسران گفتگو است ، ولى بيشتر مفسران ستاره زهره يا مشترى را ذكر كردهاند ، و از پاره اى از تواريخ استفاده مىشود كه اين هر دو ستاره در زمانهاى قديم مورد پرستش بوده ، و جزء آلهه ( خدايان ) محسوب مىشده است ، ولى در حديثى كه از امام على بن موسى الرضا ع در عيون الاخبار نقل شده تصريح گرديده است