به بيراههها مىكشانند ! ) راه مقصد را گم كرده و حيران و سرگردان در بيابان مانده است « ( * ( كَالَّذِي اسْتَهْوَتْه الشَّياطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرانَ ) * ) .
« در حالى كه يارانى دارد كه او را به سوى هدايت و شاهراه دعوت مىكنند و فرياد مىزنند به سوى ما بيا » ولى آن چنان حيران و سرگردان است كه گويى سخنان آنان را نمىشنود و يا قادر بر تصميم گرفتن نيست ( * ( لَه أَصْحابٌ يَدْعُونَه إِلَى الْهُدَى ائْتِنا ) * ) ( 1 ) .
و در پايان آيه به پيامبر دستور مىدهد كه با صراحت بگويد : « هدايت تنها هدايت خدا است و ما ماموريت داريم كه فقط در برابر پروردگار عالميان تسليم شويم » ( * ( قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّه هُوَ الْهُدى وَأُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * ) .
اين جمله در حقيقت دليل ديگرى بر نفى مذهب مشركان است زيرا تنها در برابر كسى بايد تسليم شد كه مالك و آفريدگار و مربى جهان هستى است نه بتها كه هيچ نقشى در ايجاد و اراده اين جهان ندارند .
سؤال :
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه مگر پيامبر ص قبل از بعثت پيرو مذهب مشركان بوده است كه مىگويد : * ( نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا ) * ( آيا به حال سابق باز گرديم ) در حالى كه مىدانيم او هيچگاه در برابر بت سجده نكرد و در هيچ تاريخى چنين چيزى ننوشتهاند ، اصولا مقام عصمت چنين اجازه اى را نمىدهد .
هامش
( 1 ) « استهوته » از ماده « هوى » است و اين جمله به معنى وادار كردن كسى به پيروى از هوى و هوس است و حيران در لغت به معنى رفت و آمد است و معمولا كنايه از سرگردانى مىباشد ، چون افراد بسرگردانى مقدارى راه مىروند سپس باز مىگردند ، بنا بر اين آيه فوق افرادى را كه از ايمان به سوى شرك باز گردند به هوى پرستان سرگردان تشبيه كرده كه برنامههاى زنده خود را از شيطان الهام مىگيرند .