تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦

تفسير :

اين آيه در برابر اصرارى كه مشركان براى دعوت مسلمانان به كفر و بت پرستى داشتند به پيامبر ص دستور مىدهد كه با يك دليل دندانشكن به آنها پاسخ گويد و به صورت يك استفهام انكارى از آنها بپرسد كه « آيا شما مىگوئيد ما چيزى را شريك خدا قرار دهيم كه نه سودى به حال ما دارد كه به خاطر سودش به سوى او برويم و نه زيانى دارد كه از زيان او بترسيم » ؟ ! ( * ( قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّه ما لا يَنْفَعُنا وَلا يَضُرُّنا ) * ) . اين جمله در حقيقت اشاره به آن است كه معمولا كارهاى انسان از يكى از دو سرچشمه ناشى مىشود يا به خاطر جلب منفعت است ( اعم از اينكه منفعت معنوى يا مادى باشد ) و يا به خاطر دفع ضرر است ( اعم از اينكه ضرر معنوى يا مادى باشد ) چگونه شخصى عاقل كارى انجام مىدهد كه هيچيك از اين دو عامل در آن وجود نداشته باشد ؟ سپس به استدلال ديگرى در برابر مشركان دست مىزند و مىگويد : « اگر ما به سوى بت پرستى باز گرديم و پس از هدايت الهى در راه شرك گام نهيم بازگشت به عقب كرده‌ايم » و اين بر خلاف قانون تكامل است كه قانون عمومى عالم حيات مىباشد ( * ( وَنُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللَّه ) * ) ( 1 ) . و بعد با يك مثال ، مطلب را روشنتر مىسازد و مىگويد بازگشت از توحيد به شرك « همانند آن است كه كسى بر اثر وسوسه‌هاى شيطان ( يا غولهاى بيابانى ، به پندار عرب جاهليت كه تصور مىكردند در راهها كمين كرده‌اند و مسافران را
هامش
( 1 ) « اعقاب » جمع عقب ( بر وزن خشن ) به معنى پاشنه پا است و بازگشت به روى پاشنه پا به معنى عقب گرد و كنايه از انحراف و بازگشت از هدف است و همان چيزى است كه امروز از آن به « ارتجاع » تعبير مىكنند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 296 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي