آنها بسته شد « ( * ( حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ ) * ) ( 1 ) .
« و به اين ترتيب جمعيت ستمكاران ريشه كن شدند و نسل ديگرى از آنها به پانخاست » ( * ( فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * ) .
« دابر » در اصل به معنى دنباله و آخر چيزى است .
و از آنجا كه خداوند در به كار گرفتن عوامل تربيت در مورد آنها هيچگونه كوتاهى نكرده در پايان آيه مىفرمايد : « ستايش و حمد مخصوص خداوندى است كه پروردگار و مربى همه جهانيان است » ( * ( وَالْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ) .
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
1 - گاهى تصور مىشود كه ميان اين آيات و آيات گذشته منافاتى وجود دارد ، زيرا در آيات گذشته تصريح شده بود كه مشركان به هنگام هجوم مشكلات متوجه خدا مىشوند ، و غير او را فراموش مىكنند ولى در اين آيات مىگويد حتى به هنگام هجوم مشكلات نيز بيدار نمىگردند .
توجه به يك نكته اين منافات ظاهرى را بر طرف مىسازد و آن اينكه بيداريهاى موقت و زودگذر به هنگام بروز شدائد بيدارى محسوب نمىگردند ، زيرا به زودى به حالت نخستين باز مىگردد .
در آيات گذشته چون منظور بيان توحيد فطرى بود ، براى اثبات آن همان بيداريها و توجههاى زودگذر و فراموش كردن غير خدا و لو در لحظه حادثه كافى بود ، اما در اين آيات سخن از هدايت يافتن و از بيراهه به راه برگشتن است ،
هامش
( 1 ) « * ( مُبْلِسُونَ ) * » در اصل از ماده « ابلاس » به معنى غم و اندوهى است كه بخاطر شدت حوادث ناگوار به انسان دست مىدهد و نام « ابليس » نيز از همين جا گرفته شده است ، و تعبير فوق نشان دهنده شدت غم و اندوهى است كه گناهكاران را فرا مىگيرد .