اندرز نگرفتند و بيدار نشدند و به سوى خدا باز نگشتند « ( فلو لا اذ جاءهم باسنا تضرعوا ) .
در حقيقت علت عدم بيدارى آنها دو چيز بود نخست اينكه « بر اثر زيادى گناه و لجاجت در شرك ، قلبهاى آنها تيره و سخت و روح آنها انعطافناپذير شده بود » ( * ( وَلكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ ) * ) .
ديگر اينكه « شيطان ( با استفاده از روح هوا پرستى آنها ) اعمالشان را در نظرشان زينت داده بود ، و هر عمل زشتى را انجام مىدادند زيبا و هر كار خلافى را صواب مىپنداشتند » ( * ( وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ) .
در آيه بعد اضافه مىكند هنگامى كه سختگيريها و گوشماليها در آنها مؤثر نيفتاد از راه لطف و محبت وارد شديم « و به هنگامى كه درسهاى نخست را فراموش كردند درس دوم را براى آنها آغاز كرديم و درهاى انواع نعمتها را بر آنها گشوديم ، شايد بيدار شوند و به آفريننده و بخشنده آن نعمتها توجه كنند ، و راه راست را باز يابند » ( * ( فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِه فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ ) * ) .
ولى اين همه نعمت در واقع خاصيت دو جانبه داشت هم ابراز محبتى براى بيدارى بود و هم مقدمه اى براى عذاب دردناك در صورتى كه بيدار نشوند ، زيرا مىدانيم هنگامى كه انسان در ناز و نعمت فرو رود ، و ناگهان آن همه نعمت از او گرفته شود سخت بر او دردناك خواهد بود ، بخلاف اينكه تدريجا از او گرفته شود كه زياد در او مؤثر نخواهد گشت .
لذا مىگويد « آن قدر به آنها نعمت داديم تا كاملا خوشحال شدند اما بيدار نشدند ، لذا ناگاه آنها را گرفتيم و مجازات كرديم ، و تمام درهاى اميد به روى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٦