تفسير : سرانجام زندگى اندرزناپذيران
در اين آيات نيز گفتگو با گمراهان و مشركان ادامه مىيابد و قرآن از راه ديگر براى بيدار ساختن آنها موضوع را تعقيب مىكند يعنى دست آنها را گرفته و به قرون و زمانهاى گذشته مىبرد و چگونگى حالات امتهاى گمراه و ستمگر و مشرك را شرح مىدهد كه چگونه تمام عوامل تربيت و بيدارى در مورد آنها به كار گرفته شد اما جمعى از آنها به هيچيك از اينها توجه نكردند و سرانجام چنان عاقبت شومى دامانشان را گرفت كه عبرتى براى آيندگان شدند .
نخست مىگويد « ما پيامبرانى به سوى امم پيشين فرستاديم و چون اعتنا نكردند آنها را به منظور بيدارى و تربيت با مشكلات و حوادث سخت : با فقر و خشكسالى و قحطى با بيمارى و درد و رنج و « باساء » و « ضراء » ( 1 ) مواجه ساختيم شايد متوجه شوند و به سوى خدا باز گردند » ( * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ) * ) .
در آيه بعد مىگويد « چرا آنها از اين عوامل دردناك و بيدار كننده پند و
هامش
( 1 ) « باساء » در اصل به معنى شدت و رنج است و به معنى جنگ نيز به كار مىرود همچنين در قحطى و خشكسالى و فقر و مانند اينها ، ولى « ضراء » به معنى ناراحتى روحى است مانند غم و اندوه و جهل و نادانى و يا ناراحتيهايى كه از بيمارى و از دست دادن مقام و مال و ثروت پيدا مىشود .
شايد تفاوت ميان اين دو در حقيقت از اينجا باشد كه « باساء » بيشتر جنبه خارجى دارد و « ضراء » جنبه روحى ، يعنى ناراحتيهاى روحى را ضراء و بنا بر اين باساء يكى از عوامل ايجاد ضراء خواهد بود ( دقت كنيد ) .