بر وزن حسب مىباشد ) و روشن است كه در آيه معنى اول اراده شده است ، يعنى اگر فرشته اى مىفرستاديم بايد به صورت و سيرت انسانى باشد و در اين موقع به عقيده آنها ما مردم را به اشتباه و خطا انداخته بوديم و همان نسبتهاى سابق را بر ما تكرار مىكردند ، همانطور كه خود آنها افراد نادان و بىخبر را به اشتباه و خطا مىافكنند و چهره حقيقت را بر آنها مىپوشانند - بنا بر اين نسبت « لبس » و پرده پوشى به خدا از زاويه ديد آنها است .
در پايان خداوند به پيامبرش دلدارى مىدهد و مىگويد از مخالفت و لجاجت و سرسختى آنها نگران نباش ، زيرا « جمعى از پيامبران پيش از تو را نيز بباد استهزاء و مسخره گرفتند اما سرانجام آنچه را ، مسخره مىكردند ، دامانشان را گرفت و عذاب الهى بر آنها نازل شد » ( * ( وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ ) * ) .
در حقيقت اين آيه هم مايه تسلى خاطرى است براى پيامبر ص كه در راه خود كمترين تزلزلى در اراده اش واقع نشود و هم تهديدى است براى مخالفان لجوج كه به عواقب شوم و دردناك كار خود بينديشند ( 1 ) .
[ سوره الأنعام ‹ 6 › : آيه 11 ]
قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ‹ 11 ›
ترجمه :
11 - بگو روى زمين گردش كنيد ، سپس بنگريد سرانجام آنها كه آيات الهى را تكذيب مىكردند چه شد ؟ !
هامش
( 1 ) بايد توجه داشت كلمه « حاق » به معنى نازل گرديد و وارد شد ، مىباشد ، و منظور از ما كانوا به يستهزؤن اخبار پيامبران به مجازات الهى است كه دشمنان لجوج آن را به باد مسخره مىگرفتند ، مانند تهديدهاى پى در پى نوح به طوفان كه وسيله اى براى سخريه قوم بتپرست شده بود ، بنا بر اين آيه هيچگونه نياز به تقدير كلمه « جزاء » آن چنان كه بعضى گفتهاند ندارد ، بلكه معنى آن چنين است : « مجازاتهايى را كه مسخره مىكردند بر آنها نازل شد » .