از اينها گذشته در ميان همه موجودات زنده به هنگامى كه موجوديت خود را در خطر مىبينند ، « هجرت » وجود دارد . بسيارى از انسانهاى گذشته ، پس از تغيير شرائط جغرافيايى زمين ، از زادگاه خود براى ادامه حيات به نقاط ديگر كوچ كردند . نه تنها انسانها ، بلكه در ميان جانداران ديگر انواع بسيارى به عنوان مهاجر شناخته شدهاند مانند پرندگان مهاجر كه براى ادامه حيات گاهى تقريبا سرتاسر كره زمين را سير مىكنند ، و بعضى از آنها از منطقه قطب شمال تا منطقه قطب جنوب را طى مىنمايند ، و به اين ترتيب گاهى براى حفظ حيات خود در سال حدود 18 هزار كيلومتر پرواز مىنمايند و اين خود مىرساند كه هجرت يكى از قوانين جاودانه حيات و زندگى است .
آيا انسان ممكن است از يك پرنده كمتر باشد ؟ ! و آيا هنگامى كه حيات معنوى و حيثيت و اهداف مقدسى كه از حيات مادى انسان ارزشمندتر است ، به خطر افتاد ، مىتواند به عذر اينكه اينجا زادگاه من است تن به انواع تحقيرها و ذلتها و محروميتها و سلب آزاديها و از ميان رفتن اهداف خود ، بدهد ؟ ! و يا اينكه طبق همان قانون عمومى حيات بايد از چنين نقطه اى مهاجرت كند ، و به محلى كه آمادگى براى نمو و رشد مادى و معنوى او است ، انتقال يابد ؟ .
جالب اين است كه هجرت - آن هم نه براى حفظ خود بلكه براى حفظ آئين اسلام - مبدء تاريخ مسلمانان مىباشد ، و زير بناى همه حوادث سياسى ، تبليغى و اجتماعى ما را تشكيل مىدهد .
اما چرا سال هجرت پيامبر ص به عنوان مبدء تاريخ اسلام انتخاب شد ؟
اين موضوع جالب توجهى است ، زيرا مىدانيم كه هر قوم و ملتى براى خود مبدء تاريخى دارند مثلا مسيحيان مبدء تاريخ خود را سال ميلاد مسيح
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩١