كه از شركت در ميدان جهاد خوددارى مىكنند ، و بيمارى خاصى كه آنها را از شركت در اين ميدان مانع شود ندارند ، هرگز با مجاهدانى كه در راه خدا و اعلاى كلمه حق با مال و جان خود جهاد مىكنند يكسان نيستند « .
( * ( لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ) * ) .
روشن است كه منظور از قاعدون در اينجا افرادى هستند كه با داشتن ايمان به اصول اسلام ، بر اثر نداشتن همت كافى ، در جهاد شركت نكردهاند ، در صورتى كه جهاد بر آنها واجب عينى نبوده ، زيرا اگر واجب عينى بود ، قرآن با اين لحن ملايم درباره آنها سخن نمىگفت و در آخر آيه به آنها وعده پاداش نميداد ، بنا بر اين حتى در صورتى كه جهاد واجب عينى نباشد برترى روشن « مجاهدان » بر « قاعدان » قابل انكار نيست .
و به هر حال آيه كسانى را كه از روى نفاق و دشمنى از شركت در جهاد خوددارى كردهاند شامل نمىشود ، ضمنا بايد توجه داشت تعبير « * ( غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ ) * » مفهوم وسيعى دارد كه تمام كسانى را كه به خاطر نقص عضو ، يا بيمارى و يا ضعف فوق العاده و مانند آنها قادر به شركت در جهاد نيستند ، استثناء مىكند .
سپس برترى مجاهدان را بار ديگر به صورت صريحتر و آشكارتر بيان كرده و مىفرمايد : « خداوند مجاهدانى را كه با مال و جان خود در راهش پيكار مىكنند بر خوددارى كنندگان از شركت در ميدان جهاد برترى عظيمى بخشيده » .
( * ( فَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً ) * ( 1 ) .
هامش
( 1 ) درجة به صورت نكره ذكر شده ، و همانطور كه در كتب ادبى آمده است نكره در اين گونه موارد براى بيان عظمت و اهميت است ، گويا آن قدر درجه آنها بالا است كه كاملا شناخته نمىشود و اين همانند چيزى است كه به هنگام بيان ارزش فوق العاده چيزى گفته مىشود هيچكس قيمت آن را نمىداند !