بلكه هدف آزاد شدن انسانها از قيد بندگى بندگان و خداوند زور و زر است و هر زمان كه روزنه اميدى به سوى اين حقيقت گشوده شد بايد به سوى آن شتافت ، آيه فوق مىگويد : « شما يك روز چنين افكار منحطى داشتيد و به خاطر سرمايههاى مادى خونهايى را مىريختيد ، اما امروز آن برنامه به كلى دگرگون شده است ، به علاوه مگر خود شما به هنگام ورود در اسلام غير از اظهار ايمان چه برنامه ديگرى داشتيد ، چرا از قانونى كه خود از آن استفاده كردهايد درباره ديگران دريغ مىنمائيد » ؟ !
سؤال :
ممكن است با توجه به مضمون آيه چنين ايراد شود كه اسلام با قبول ادعاهاى ظاهرى مردم در مورد پيوستن به اين آئين زمينه را براى پرورش « منافق » در محيط اسلامى آماده مىكند و با اين برنامه ، ممكن است عده زيادى از آن سوء استفاده كرده و با استتار در زير نام اسلام دست به اعمال جاسوسى و ضد اسلامى بزنند .
پاسخ :
شايد هيچ قانونى در جهان نيست كه راه سوء استفاده در آن وجود نداشته باشد ، مهم اين است كه قانون داراى مصالح قابل ملاحظه اى باشد ، اگر بنا شود اظهار اسلام به بهانه عدم آگاهى از مكنون قلب طرف ، قبول نگردد ، مفاسد بسيارى به بار مىآيد كه زيان آن به مراتب بيشتر است ، و اصول عواطف انسانى را از بين خواهد برد ، زيرا هر كس با ديگرى كينه و خرده حسابى داشته باشد مىتواند او را متهم كند كه اسلام او ظاهرى است و با مكنون دل او هماهنگ نيست